Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet
You can enter a Persian verb in transcription
![]() |
normal keys |
See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.
| Past Stem | Present Stem | Synonyms |
|---|---|---|
| ازدواج کرد | ازدواج کن | شوهر کردن، زن گرفتن، زناشویی کردن، عروسی کردن |
Usage:
| Enable audio, slower page loadPositive Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | Past Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | ازدواج کردم | ازدواج میکردم | ازدواج کرده باشم | داشتم ازدواج میکردم |
| to | ازدواج کردی | ازدواج میکردی | ازدواج کرده باشی | داشتی ازدواج میکردی |
| u | ازدواج کرد | ازدواج میکرد | ازدواج کرده باشد | داشت ازدواج میکرد |
| mā | ازدواج کردیم | ازدواج میکردیم | ازدواج کرده باشیم | داشتیم ازدواج میکردیم |
| shomā | ازدواج کردید | ازدواج میکردید | ازدواج کرده باشید | داشتید ازدواج میکردید |
| ānhā | ازدواج کردند | ازدواج میکردند | ازدواج کرده باشند | داشتند ازدواج میکردند |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | Present Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | ازدواج کردهام | ازدواج کرده بودم | ازدواج میکنم | دارم ازدواج میکنم |
| to | ازدواج کردهای | ازدواج کرده بودی | ازدواج میکنی | داری ازدواج میکنی |
| u | ازدواج کرده است | ازدواج کرده بود | ازدواج میکند | دارد ازدواج میکند |
| mā | ازدواج کردهایم | ازدواج کرده بودیم | ازدواج میکنیم | داریم ازدواج میکنیم |
| shomā | ازدواج کردهاید | ازدواج کرده بودید | ازدواج میکنید | دارید ازدواج میکنید |
| ānhā | ازدواج کردهاند | ازدواج کرده بودند | ازدواج میکنند | دارند ازدواج میکنند |
| Present Subjunctive | Future | Imperative | |
|---|---|---|---|
| man | ازدواج بکنم | ازدواج خواهم کرد | |
| to | ازدواج بکنی | ازدواج خواهی کرد | ازدواج بکن |
| u | ازدواج بکند | ازدواج خواهد کرد | |
| mā | ازدواج بکنیم | ازدواج خواهیم کرد | |
| shomā | ازدواج بکنید | ازدواج خواهید کرد | ازدواج بکنید |
| ānhā | ازدواج بکنند | ازدواج خواهند کرد |
Negative Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | |
|---|---|---|---|
| man | ازدواج نکردم | ازدواج نمیکردم | ازدواج نکرده باشم |
| to | ازدواج نکردی | ازدواج نمیکردی | ازدواج نکرده باشی |
| u | ازدواج نکرد | ازدواج نمیکرد | ازدواج نکرده باشد |
| mā | ازدواج نکردیم | ازدواج نمیکردیم | ازدواج نکرده باشیم |
| shomā | ازدواج نکردید | ازدواج نمیکردید | ازدواج نکرده باشید |
| ānhā | ازدواج نکردند | ازدواج نمیکردند | ازدواج نکرده باشند |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | |
|---|---|---|---|
| man | ازدواج نکردهام | ازدواج نکرده بودم | ازدواج نمیکنم |
| to | ازدواج نکردهای | ازدواج نکرده بودی | ازدواج نمیکنی |
| u | ازدواج نکرده است | ازدواج نکرده بود | ازدواج نمیکند |
| mā | ازدواج نکردهایم | ازدواج نکرده بودیم | ازدواج نمیکنیم |
| shomā | ازدواج نکردهاید | ازدواج نکرده بودید | ازدواج نمیکنید |
| ānhā | ازدواج نکردهاند | ازدواج نکرده بودند | ازدواج نمیکنند |
| Present Subjunctive | Future | Imperative | |
|---|---|---|---|
| man | ازدواج نکنم | ازدواج نخواهم کرد | |
| to | ازدواج نکنی | ازدواج نخواهی کرد | ازدواج نکن |
| u | ازدواج نکند | ازدواج نخواهد کرد | |
| mā | ازدواج نکنیم | ازدواج نخواهیم کرد | |
| shomā | ازدواج نکنید | ازدواج نخواهید کرد | ازدواج نکنید |
| ānhā | ازدواج نکنند | ازدواج نخواهند کرد |
Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version. Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet. These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences. |