Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)
You can enter a Persian verb in transcription
![]() |
normal keys |
See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.
| Past Stem | Present Stem | Synonyms |
|---|---|---|
| از حرکت افتاد | از حرکت افت | آروم گرفتن، آسودن، قط شدن، متوقف شدن |
Positive Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | Past Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | از حرکت افتادم | از حرکت میافتادم | از حرکت افتاده باشم | داشتم از حرکت میافتادم |
| to | از حرکت افتادی | از حرکت میافتادی | از حرکت افتاده باشی | داشتی از حرکت میافتادی |
| un | از حرکت افتاد | از حرکت میافتاد | از حرکت افتاده باشه | داشت از حرکت میافتاد |
| mā | از حرکت افتادیم | از حرکت میافتادیم | از حرکت افتاده باشیم | داشتیم از حرکت میافتادیم |
| shomā | از حرکت افتادین | از حرکت میافتادین | از حرکت افتاده باشین | داشتین از حرکت میافتادین |
| unā | از حرکت افتادن | از حرکت میافتادن | از حرکت افتاده باشن | داشتن از حرکت میافتادن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | Present Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | از حرکت افتادهم | از حرکت افتاده بودم | از حرکت میافتم | دارم از حرکت میافتم |
| to | از حرکت افتادهی | از حرکت افتاده بودی | از حرکت میافتی | داری از حرکت میافتی |
| un | از حرکت افتاده | از حرکت افتاده بود | از حرکت میافته | داره از حرکت میافته |
| mā | از حرکت افتادهیم | از حرکت افتاده بودیم | از حرکت میافتیم | داریم از حرکت میافتیم |
| shomā | از حرکت افتادهین | از حرکت افتاده بودین | از حرکت میافتین | دارین از حرکت میافتین |
| unā | از حرکت افتادهن | از حرکت افتاده بودن | از حرکت میافتن | دارن از حرکت میافتن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | از حرکت بیافتم | |
| to | از حرکت بیافتی | از حرکت بیافت |
| un | از حرکت بیافته | |
| mā | از حرکت بیافتیم | |
| shomā | از حرکت بیافتین | از حرکت بیافتین |
| unā | از حرکت بیافتن |
Negative Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | |
|---|---|---|---|
| man | از حرکت نیافتادم | از حرکت نمیافتادم | از حرکت نیافتاده باشم |
| to | از حرکت نیافتادی | از حرکت نمیافتادی | از حرکت نیافتاده باشی |
| un | از حرکت نیافتاد | از حرکت نمیافتاد | از حرکت نیافتاده باشه |
| mā | از حرکت نیافتادیم | از حرکت نمیافتادیم | از حرکت نیافتاده باشیم |
| shomā | از حرکت نیافتادین | از حرکت نمیافتادین | از حرکت نیافتاده باشین |
| unā | از حرکت نیافتادن | از حرکت نمیافتادن | از حرکت نیافتاده باشن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | |
|---|---|---|---|
| man | از حرکت نیافتادهم | از حرکت نیافتاده بودم | از حرکت نمیافتم |
| to | از حرکت نیافتادهی | از حرکت نیافتاده بودی | از حرکت نمیافتی |
| un | از حرکت نیافتاده | از حرکت نیافتاده بود | از حرکت نمیافته |
| mā | از حرکت نیافتادهیم | از حرکت نیافتاده بودیم | از حرکت نمیافتیم |
| shomā | از حرکت نیافتادهین | از حرکت نیافتاده بودین | از حرکت نمیافتین |
| unā | از حرکت نیافتادهن | از حرکت نیافتاده بودن | از حرکت نمیافتن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | از حرکت نیافتم | |
| to | از حرکت نیافتی | از حرکت نیافت |
| un | از حرکت نیافته | |
| mā | از حرکت نیافتیم | |
| shomā | از حرکت نیافتین | از حرکت نیافتین |
| unā | از حرکت نیافتن |
Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version. Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet. These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences. |