Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

دست‌اندازی کردن [dast-andāzi kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
دست‌اندازی کرد دست‌اندازی کنگرفتن، مورد تجاوز قرار دادن

  1. to appropriate (taking without permission)
    Syn: خوردن، بالا کشیدن، بر داشتن
  2. to take unfair possession of (robbing)
    Syn: دست‌برد زدن، دزدیدن
  3. to lay one's hands on (laying one's hands on)
  4. to grab (grabbing)
| Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manدست‌اندازی کردمدست‌اندازی می‌کردمدست‌اندازی کرده باشمداشتم دست‌اندازی می‌کردم
toدست‌اندازی کردیدست‌اندازی می‌کردیدست‌اندازی کرده باشیداشتی دست‌اندازی می‌کردی
unدست‌اندازی کرددست‌اندازی می‌کرددست‌اندازی کرده باشهداشت دست‌اندازی می‌کرد
دست‌اندازی کردیمدست‌اندازی می‌کردیمدست‌اندازی کرده باشیمداشتیم دست‌اندازی می‌کردیم
shomāدست‌اندازی کردیندست‌اندازی می‌کردیندست‌اندازی کرده باشینداشتین دست‌اندازی می‌کردین
unāدست‌اندازی کردندست‌اندازی می‌کردندست‌اندازی کرده باشنداشتن دست‌اندازی می‌کردن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manدست‌اندازی کرده‌مدست‌اندازی کرده بودمدست‌اندازی می‌کنمدارم دست‌اندازی می‌کنم
toدست‌اندازی کرده‌یدست‌اندازی کرده بودیدست‌اندازی می‌کنیداری دست‌اندازی می‌کنی
unدست‌اندازی کردهدست‌اندازی کرده بوددست‌اندازی می‌کنهداره دست‌اندازی می‌کنه
دست‌اندازی کرده‌یمدست‌اندازی کرده بودیمدست‌اندازی می‌کنیمداریم دست‌اندازی می‌کنیم
shomāدست‌اندازی کرده‌یندست‌اندازی کرده بودیندست‌اندازی می‌کنیندارین دست‌اندازی می‌کنین
unāدست‌اندازی کرده‌ندست‌اندازی کرده بودندست‌اندازی می‌کنندارن دست‌اندازی می‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manدست‌اندازی بکنم 
toدست‌اندازی بکنیدست‌اندازی بکن
unدست‌اندازی بکنه 
دست‌اندازی بکنیم 
shomāدست‌اندازی بکنیندست‌اندازی بکنین
unāدست‌اندازی بکنن 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manدست‌اندازی نکردمدست‌اندازی نمی‌کردمدست‌اندازی نکرده باشم
toدست‌اندازی نکردیدست‌اندازی نمی‌کردیدست‌اندازی نکرده باشی
unدست‌اندازی نکرددست‌اندازی نمی‌کرددست‌اندازی نکرده باشه
دست‌اندازی نکردیمدست‌اندازی نمی‌کردیمدست‌اندازی نکرده باشیم
shomāدست‌اندازی نکردیندست‌اندازی نمی‌کردیندست‌اندازی نکرده باشین
unāدست‌اندازی نکردندست‌اندازی نمی‌کردندست‌اندازی نکرده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manدست‌اندازی نکرده‌مدست‌اندازی نکرده بودمدست‌اندازی نمی‌کنم
toدست‌اندازی نکرده‌یدست‌اندازی نکرده بودیدست‌اندازی نمی‌کنی
unدست‌اندازی نکردهدست‌اندازی نکرده بوددست‌اندازی نمی‌کنه
دست‌اندازی نکرده‌یمدست‌اندازی نکرده بودیمدست‌اندازی نمی‌کنیم
shomāدست‌اندازی نکرده‌یندست‌اندازی نکرده بودیندست‌اندازی نمی‌کنین
unāدست‌اندازی نکرده‌ندست‌اندازی نکرده بودندست‌اندازی نمی‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manدست‌اندازی نکنم 
toدست‌اندازی نکنیدست‌اندازی نکن
unدست‌اندازی نکنه 
دست‌اندازی نکنیم 
shomāدست‌اندازی نکنیندست‌اندازی نکنین
unāدست‌اندازی نکنن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.