Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

نشستن [neshastan]

Past Stem Present Stem
نشست نشین
  1. to sit (be seated)
    Syn: تمرگیدن، قرار داشتن
  2. to sit down (take a seat)
    Syn: تمرگیدن، جا گرفتن، قرار گرفتن
  3. to dwell (be an inhabitant of or reside in)
    Syn: به‌سر بردن
  4. fig. to subside (wear off or die down)
    Syn: خوابیدن
  5. fig. to sit (serve in a specific professional capacity)
  6. fig. to sit around (be around, often idly or without specific purpose)
  7. fig. to socialize (take part in social activities; interact with others)
  8. settle (settle into a position, usually on a surface or ground)
    Syn: خوابیدن، قرار گرفتن، ایستادن
  9. fig. to settle (become resolved, fixed, established, or quiet)
    Syn: خوابیدن، از حرکت افتادن، قرار گرفتن
  10. fig. to wait
  11. get on (get on board of (trains, buses, ships, aircraft, etc.))
    Syn: سوار شدن
  12. to sink (go under)
  13. fig. to decrease (decrease in size, extent, or range)
    Syn: خوابیدن
  14. to occupy (live (in a certain place))

Usage:

اون مردی که کنار پنجره نشسته رو می‌شناسی؟

Un mardi ke kenār-e panjere neshasta ro mishnāsi?

Do you know the guy sitting by the window? (Submitted by webmaster for Mehdi Torabian on Feb 25, 2010)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: شناختن

Show all 18 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manنشستممی‌نشستمنشسته باشمداشتم می‌نشستم
toنشستیمی‌نشستینشسته باشیداشتی می‌نشستی
uنشستمی‌نشستنشسته باشدداشت می‌نشست
نشستیممی‌نشستیمنشسته باشیمداشتیم می‌نشستیم
shomāنشستیدمی‌نشستیدنشسته باشیدداشتید می‌نشستید
ānhāنشستندمی‌نشستندنشسته باشندداشتند می‌نشستند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manنشسته‌امنشسته بودممی‌نشینمدارم می‌نشینم
toنشسته‌اینشسته بودیمی‌نشینیداری می‌نشینی
uنشسته استنشسته بودمی‌نشینددارد می‌نشیند
نشسته‌ایمنشسته بودیممی‌نشینیمداریم می‌نشینیم
shomāنشسته‌ایدنشسته بودیدمی‌نشینیددارید می‌نشینید
ānhāنشسته‌اندنشسته بودندمی‌نشیننددارند می‌نشینند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبنشینمخواهم نشست 
toبنشینیخواهی نشستبنشین
uبنشیندخواهد نشست 
بنشینیمخواهیم نشست 
shomāبنشینیدخواهید نشستبنشینید
ānhāبنشینندخواهند نشست 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manننشستمنمی‌نشستمننشسته باشم
toننشستینمی‌نشستیننشسته باشی
uننشستنمی‌نشستننشسته باشد
ننشستیمنمی‌نشستیمننشسته باشیم
shomāننشستیدنمی‌نشستیدننشسته باشید
ānhāننشستندنمی‌نشستندننشسته باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manننشسته‌امننشسته بودمنمی‌نشینم
toننشسته‌ایننشسته بودینمی‌نشینی
uننشسته استننشسته بودنمی‌نشیند
ننشسته‌ایمننشسته بودیمنمی‌نشینیم
shomāننشسته‌ایدننشسته بودیدنمی‌نشینید
ānhāننشسته‌اندننشسته بودندنمی‌نشینند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manننشینمنخواهم نشست 
toننشینینخواهی نشستننشین
uننشیندنخواهد نشست 
ننشینیمنخواهیم نشست 
shomāننشینیدنخواهید نشستننشینید
ānhāننشینندنخواهند نشست 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel