Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

افتادن [oftādan]

Past Stem Present Stem Synonyms
افتاد افتپشت‌ِپا خوردن، زمین خوردن

  1. to fall


اگر کسی توی خیابون تف انداخت بلافاصله صورتتون رو بگیرید و بگید «اخ» (یعنی آب دهن طرف افتاد رو صورتت و می‌تونید دعوا راه بیاندازید).

agar kas-i tu-ye khiyābun tof andākht belā-fāsele surat-etun ro begirid-o begid "akh" (ya:ni āb-e dahan-e taraf oftād ru surat-et-o mitunid da:vā rāh biyandāzid)

If someone spits in the street, immediately hold (i.e. put your hand on) your face and go "yuck" (that is, the guy's spit landed on your face and a fight may start). (Submitted by Connie on Jun 28, 2012)

(source) See other verbs of this sentence: گرفتن، گفتن، توانستن، انداختن، راه انداختن، تف انداختن

Show all 17 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manافتادممی‌افتادمافتاده باشمداشتم می‌افتادم
toافتادیمی‌افتادیافتاده باشیداشتی می‌افتادی
uافتادمی‌افتادافتاده باشدداشت می‌افتاد
افتادیممی‌افتادیمافتاده باشیمداشتیم می‌افتادیم
shomāافتادیدمی‌افتادیدافتاده باشیدداشتید می‌افتادید
ānhāافتادندمی‌افتادندافتاده باشندداشتند می‌افتادند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manافتاده‌امافتاده بودممی‌افتمدارم می‌افتم
toافتاده‌ایافتاده بودیمی‌افتیداری می‌افتی
uافتاده استافتاده بودمی‌افتددارد می‌افتد
افتاده‌ایمافتاده بودیممی‌افتیمداریم می‌افتیم
shomāافتاده‌ایدافتاده بودیدمی‌افتیددارید می‌افتید
ānhāافتاده‌اندافتاده بودندمی‌افتنددارند می‌افتند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبیافتمخواهم افتاد 
toبیافتیخواهی افتادبیافت
uبیافتدخواهد افتاد 
بیافتیمخواهیم افتاد 
shomāبیافتیدخواهید افتادبیافتید
ānhāبیافتندخواهند افتاد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manنیافتادمنمی‌افتادمنیافتاده باشم
toنیافتادینمی‌افتادینیافتاده باشی
uنیافتادنمی‌افتادنیافتاده باشد
نیافتادیمنمی‌افتادیمنیافتاده باشیم
shomāنیافتادیدنمی‌افتادیدنیافتاده باشید
ānhāنیافتادندنمی‌افتادندنیافتاده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manنیافتاده‌امنیافتاده بودمنمی‌افتم
toنیافتاده‌اینیافتاده بودینمی‌افتی
uنیافتاده استنیافتاده بودنمی‌افتد
نیافتاده‌ایمنیافتاده بودیمنمی‌افتیم
shomāنیافتاده‌ایدنیافتاده بودیدنمی‌افتید
ānhāنیافتاده‌اندنیافتاده بودندنمی‌افتند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manنیافتمنخواهم افتاد 
toنیافتینخواهی افتادنیافت
uنیافتدنخواهد افتاد 
نیافتیمنخواهیم افتاد 
shomāنیافتیدنخواهید افتادنیافتید
ānhāنیافتندنخواهند افتاد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel