Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

فوتبال بازی کردن [futbāl bāzi kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
فوتبال بازی کرد فوتبال بازی کنفوتبال آمریکایی بازی کردن، فوتسال بازی کردن، گل‌کوچیک بازی کردن

  1. to play soccer
| Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manفوتبال بازی کردمفوتبال بازی می‌کردمفوتبال بازی کرده باشمداشتم فوتبال بازی می‌کردم
toفوتبال بازی کردیفوتبال بازی می‌کردیفوتبال بازی کرده باشیداشتی فوتبال بازی می‌کردی
unفوتبال بازی کردفوتبال بازی می‌کردفوتبال بازی کرده باشهداشت فوتبال بازی می‌کرد
فوتبال بازی کردیمفوتبال بازی می‌کردیمفوتبال بازی کرده باشیمداشتیم فوتبال بازی می‌کردیم
shomāفوتبال بازی کردینفوتبال بازی می‌کردینفوتبال بازی کرده باشینداشتین فوتبال بازی می‌کردین
unāفوتبال بازی کردنفوتبال بازی می‌کردنفوتبال بازی کرده باشنداشتن فوتبال بازی می‌کردن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manفوتبال بازی کرده‌مفوتبال بازی کرده بودمفوتبال بازی می‌کنمدارم فوتبال بازی می‌کنم
toفوتبال بازی کرده‌یفوتبال بازی کرده بودیفوتبال بازی می‌کنیداری فوتبال بازی می‌کنی
unفوتبال بازی کردهفوتبال بازی کرده بودفوتبال بازی می‌کنهداره فوتبال بازی می‌کنه
فوتبال بازی کرده‌یمفوتبال بازی کرده بودیمفوتبال بازی می‌کنیمداریم فوتبال بازی می‌کنیم
shomāفوتبال بازی کرده‌ینفوتبال بازی کرده بودینفوتبال بازی می‌کنیندارین فوتبال بازی می‌کنین
unāفوتبال بازی کرده‌نفوتبال بازی کرده بودنفوتبال بازی می‌کنندارن فوتبال بازی می‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manفوتبال بازی بکنم 
toفوتبال بازی بکنیفوتبال بازی بکن
unفوتبال بازی بکنه 
فوتبال بازی بکنیم 
shomāفوتبال بازی بکنینفوتبال بازی بکنین
unāفوتبال بازی بکنن 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manفوتبال بازی نکردمفوتبال بازی نمی‌کردمفوتبال بازی نکرده باشم
toفوتبال بازی نکردیفوتبال بازی نمی‌کردیفوتبال بازی نکرده باشی
unفوتبال بازی نکردفوتبال بازی نمی‌کردفوتبال بازی نکرده باشه
فوتبال بازی نکردیمفوتبال بازی نمی‌کردیمفوتبال بازی نکرده باشیم
shomāفوتبال بازی نکردینفوتبال بازی نمی‌کردینفوتبال بازی نکرده باشین
unāفوتبال بازی نکردنفوتبال بازی نمی‌کردنفوتبال بازی نکرده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manفوتبال بازی نکرده‌مفوتبال بازی نکرده بودمفوتبال بازی نمی‌کنم
toفوتبال بازی نکرده‌یفوتبال بازی نکرده بودیفوتبال بازی نمی‌کنی
unفوتبال بازی نکردهفوتبال بازی نکرده بودفوتبال بازی نمی‌کنه
فوتبال بازی نکرده‌یمفوتبال بازی نکرده بودیمفوتبال بازی نمی‌کنیم
shomāفوتبال بازی نکرده‌ینفوتبال بازی نکرده بودینفوتبال بازی نمی‌کنین
unāفوتبال بازی نکرده‌نفوتبال بازی نکرده بودنفوتبال بازی نمی‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manفوتبال بازی نکنم 
toفوتبال بازی نکنیفوتبال بازی نکن
unفوتبال بازی نکنه 
فوتبال بازی نکنیم 
shomāفوتبال بازی نکنینفوتبال بازی نکنین
unāفوتبال بازی نکنن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.