Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

بزرگ شدن [bozorg shodan]

Past Stem Present Stem Synonyms
بزرگ شد بزرگ شوبالا رفتن، بالیدن، رشد کردن، رستن

  1. to grow
  2. to grow up
  3. to become large
  4. to get big

Usage:

ماشالا، پسرت چقدر بزرگ شده!

māshāllā, pesar-et che-qade bozorg shode

Goodness me, how big your son has grown! (Submitted by webmaster for Saber on Jul 28, 2011)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: شدن

Show all 3 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manبزرگ شدمبزرگ می‌شدمبزرگ شده باشمداشتم بزرگ می‌شدم
toبزرگ شدیبزرگ می‌شدیبزرگ شده باشیداشتی بزرگ می‌شدی
uبزرگ شدبزرگ می‌شدبزرگ شده باشدداشت بزرگ می‌شد
بزرگ شدیمبزرگ می‌شدیمبزرگ شده باشیمداشتیم بزرگ می‌شدیم
shomāبزرگ شدیدبزرگ می‌شدیدبزرگ شده باشیدداشتید بزرگ می‌شدید
ānhāبزرگ شدندبزرگ می‌شدندبزرگ شده باشندداشتند بزرگ می‌شدند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manبزرگ شده‌امبزرگ شده بودمبزرگ می‌شومدارم بزرگ می‌شوم
toبزرگ شده‌ایبزرگ شده بودیبزرگ می‌شویداری بزرگ می‌شوی
uبزرگ شده استبزرگ شده بودبزرگ می‌شوددارد بزرگ می‌شود
بزرگ شده‌ایمبزرگ شده بودیمبزرگ می‌شویمداریم بزرگ می‌شویم
shomāبزرگ شده‌ایدبزرگ شده بودیدبزرگ می‌شویددارید بزرگ می‌شوید
ānhāبزرگ شده‌اندبزرگ شده بودندبزرگ می‌شونددارند بزرگ می‌شوند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبزرگ بشومبزرگ خواهم شد 
toبزرگ بشویبزرگ خواهی شدبزرگ بشو
uبزرگ بشودبزرگ خواهد شد 
بزرگ بشویمبزرگ خواهیم شد 
shomāبزرگ بشویدبزرگ خواهید شدبزرگ بشوید
ānhāبزرگ بشوندبزرگ خواهند شد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manبزرگ نشدمبزرگ نمی‌شدمبزرگ نشده باشم
toبزرگ نشدیبزرگ نمی‌شدیبزرگ نشده باشی
uبزرگ نشدبزرگ نمی‌شدبزرگ نشده باشد
بزرگ نشدیمبزرگ نمی‌شدیمبزرگ نشده باشیم
shomāبزرگ نشدیدبزرگ نمی‌شدیدبزرگ نشده باشید
ānhāبزرگ نشدندبزرگ نمی‌شدندبزرگ نشده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manبزرگ نشده‌امبزرگ نشده بودمبزرگ نمی‌شوم
toبزرگ نشده‌ایبزرگ نشده بودیبزرگ نمی‌شوی
uبزرگ نشده استبزرگ نشده بودبزرگ نمی‌شود
بزرگ نشده‌ایمبزرگ نشده بودیمبزرگ نمی‌شویم
shomāبزرگ نشده‌ایدبزرگ نشده بودیدبزرگ نمی‌شوید
ānhāبزرگ نشده‌اندبزرگ نشده بودندبزرگ نمی‌شوند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبزرگ نشومبزرگ نخواهم شد 
toبزرگ نشویبزرگ نخواهی شدبزرگ نشو
uبزرگ نشودبزرگ نخواهد شد 
بزرگ نشویمبزرگ نخواهیم شد 
shomāبزرگ نشویدبزرگ نخواهید شدبزرگ نشوید
ānhāبزرگ نشوندبزرگ نخواهند شد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel