Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

خواندن [khāndan]

Past Stem Present Stem Synonyms
خواند خواناز بر خواندن، نامیدن، صدا کردن

  1. to read (interpret something that is written or printed)
    Syn: کتاب خواندن، مطالعه کردن
  2. to study (be a student; follow a course of study; be enrolled at an institute of learning)
    Syn: درس خواندن، تحصیل کردن
  3. to study (be a student of a certain subject)
    Syn: تحصیل کردن
  4. to study (learn by reading books)
    Syn: مطالعه کردن، درس خواندن
  5. to recite (repeat aloud from memory)
  6. to recite (recite in elocution)
  7. to call out (call out loudly, as of names or numbers)
  8. to call (assign a specified (usually proper) proper name to)

Usage:

کودکان هرگز از خواندن خسته نمی‌شوند و دلیل کتاب نخواندن آن‌ها این است که کتابی برای خواندن نمی‌یابند.

kudak-ān hargez az khāndan khaste nemishavand va dalil-e ketāb nakhāndan-e ān-hā in ast ke ketābi barā-ye khāndan nemiyāband

Children never tire of reading and the reason for their not reading is that they can't find a book to read (Submitted by Connie on Mar 3, 2010)

(cbc.ir) See other verbs of this sentence: بودن، یافتن، خسته شدن، کتاب خواندن

Show all 32 sentences

Click here to add a sample of usage!

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manخواندممی‌خواندمخوانده باشمداشتم می‌خواندم
toخواندیمی‌خواندیخوانده باشیداشتی می‌خواندی
uخواندمی‌خواندخوانده باشدداشت می‌خواند
خواندیممی‌خواندیمخوانده باشیمداشتیم می‌خواندیم
shomāخواندیدمی‌خواندیدخوانده باشیدداشتید می‌خواندید
ānhāخواندندمی‌خواندندخوانده باشندداشتند می‌خواندند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manخوانده‌امخوانده بودممی‌خوانمدارم می‌خوانم
toخوانده‌ایخوانده بودیمی‌خوانیداری می‌خوانی
uخوانده استخوانده بودمی‌خوانددارد می‌خواند
خوانده‌ایمخوانده بودیممی‌خوانیمداریم می‌خوانیم
shomāخوانده‌ایدخوانده بودیدمی‌خوانیددارید می‌خوانید
ānhāخوانده‌اندخوانده بودندمی‌خواننددارند می‌خوانند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبخوانمخواهم خواند 
toبخوانیخواهی خواندبخوان
uبخواندخواهد خواند 
بخوانیمخواهیم خواند 
shomāبخوانیدخواهید خواندبخوانید
ānhāبخوانندخواهند خواند 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manنخواندمنمی‌خواندمنخوانده باشم
toنخواندینمی‌خواندینخوانده باشی
uنخواندنمی‌خواندنخوانده باشد
نخواندیمنمی‌خواندیمنخوانده باشیم
shomāنخواندیدنمی‌خواندیدنخوانده باشید
ānhāنخواندندنمی‌خواندندنخوانده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manنخوانده‌امنخوانده بودمنمی‌خوانم
toنخوانده‌اینخوانده بودینمی‌خوانی
uنخوانده استنخوانده بودنمی‌خواند
نخوانده‌ایمنخوانده بودیمنمی‌خوانیم
shomāنخوانده‌ایدنخوانده بودیدنمی‌خوانید
ānhāنخوانده‌اندنخوانده بودندنمی‌خوانند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manنخوانمنخواهم خواند 
toنخوانینخواهی خواندنخوان
uنخواندنخواهد خواند 
نخوانیمنخواهیم خواند 
shomāنخوانیدنخواهید خواندنخوانید
ānhāنخوانندنخواهند خواند 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel