Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

به‌هم زدن [be-ham zadan]

Past Stem Present Stem Synonyms
به‌هم زد به‌هم زنبه دست آوردن، به‌هم ریختن، درهم ریختن، دست‌وپا کردن، گیر آوردن، پیدا کردن

  1. to beat together
  2. to mix up
  3. to get together
  4. fig. to come up with
  5. fig. to find
  6. fig. to upset
  7. fig. to cancel
  8. fig. to disrupt (make a break in)
  9. fig. to cause to fall into disorder

Usage:

2 examples of usage

| Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manبه‌هم زدمبه‌هم می‌زدمبه‌هم زده باشمداشتم به‌هم می‌زدم
toبه‌هم زدیبه‌هم می‌زدیبه‌هم زده باشیداشتی به‌هم می‌زدی
uبه‌هم زدبه‌هم می‌زدبه‌هم زده باشدداشت به‌هم می‌زد
به‌هم زدیمبه‌هم می‌زدیمبه‌هم زده باشیمداشتیم به‌هم می‌زدیم
shomāبه‌هم زدیدبه‌هم می‌زدیدبه‌هم زده باشیدداشتید به‌هم می‌زدید
ānhāبه‌هم زدندبه‌هم می‌زدندبه‌هم زده باشندداشتند به‌هم می‌زدند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manبه‌هم زده‌امبه‌هم زده بودمبه‌هم می‌زنمدارم به‌هم می‌زنم
toبه‌هم زده‌ایبه‌هم زده بودیبه‌هم می‌زنیداری به‌هم می‌زنی
uبه‌هم زده استبه‌هم زده بودبه‌هم می‌زنددارد به‌هم می‌زند
به‌هم زده‌ایمبه‌هم زده بودیمبه‌هم می‌زنیمداریم به‌هم می‌زنیم
shomāبه‌هم زده‌ایدبه‌هم زده بودیدبه‌هم می‌زنیددارید به‌هم می‌زنید
ānhāبه‌هم زده‌اندبه‌هم زده بودندبه‌هم می‌زننددارند به‌هم می‌زنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبه‌هم بزنمبه‌هم خواهم زد 
toبه‌هم بزنیبه‌هم خواهی زدبه‌هم بزن
uبه‌هم بزندبه‌هم خواهد زد 
به‌هم بزنیمبه‌هم خواهیم زد 
shomāبه‌هم بزنیدبه‌هم خواهید زدبه‌هم بزنید
ānhāبه‌هم بزنندبه‌هم خواهند زد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manبه‌هم نزدمبه‌هم نمی‌زدمبه‌هم نزده باشم
toبه‌هم نزدیبه‌هم نمی‌زدیبه‌هم نزده باشی
uبه‌هم نزدبه‌هم نمی‌زدبه‌هم نزده باشد
به‌هم نزدیمبه‌هم نمی‌زدیمبه‌هم نزده باشیم
shomāبه‌هم نزدیدبه‌هم نمی‌زدیدبه‌هم نزده باشید
ānhāبه‌هم نزدندبه‌هم نمی‌زدندبه‌هم نزده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manبه‌هم نزده‌امبه‌هم نزده بودمبه‌هم نمی‌زنم
toبه‌هم نزده‌ایبه‌هم نزده بودیبه‌هم نمی‌زنی
uبه‌هم نزده استبه‌هم نزده بودبه‌هم نمی‌زند
به‌هم نزده‌ایمبه‌هم نزده بودیمبه‌هم نمی‌زنیم
shomāبه‌هم نزده‌ایدبه‌هم نزده بودیدبه‌هم نمی‌زنید
ānhāبه‌هم نزده‌اندبه‌هم نزده بودندبه‌هم نمی‌زنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبه‌هم نزنمبه‌هم نخواهم زد 
toبه‌هم نزنیبه‌هم نخواهی زدبه‌هم نزن
uبه‌هم نزندبه‌هم نخواهد زد 
به‌هم نزنیمبه‌هم نخواهیم زد 
shomāبه‌هم نزنیدبه‌هم نخواهید زدبه‌هم نزنید
ānhāبه‌هم نزنندبه‌هم نخواهند زد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.