Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

ژیمناستیک کار کردن [zhimnāstik kār kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
ژیمناستیک کار کرد ژیمناستیک کار کنژیمناستیک بازی کردن

  1. to do gymnastics
| Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manژیمناستیک کار کردمژیمناستیک کار می‌کردم ژیمناستیک کار کرده باشمداشتم ژیمناستیک کار می‌کردم
toژیمناستیک کار کردیژیمناستیک کار می‌کردی ژیمناستیک کار کرده باشیداشتی ژیمناستیک کار می‌کردی
unژیمناستیک کار کردژیمناستیک کار می‌کرد ژیمناستیک کار کرده باشهداشت ژیمناستیک کار می‌کرد
ژیمناستیک کار کردیمژیمناستیک کار می‌کردیم ژیمناستیک کار کرده باشیمداشتیم ژیمناستیک کار می‌کردیم
shomāژیمناستیک کار کردینژیمناستیک کار می‌کردین ژیمناستیک کار کرده باشینداشتین ژیمناستیک کار می‌کردین
unāژیمناستیک کار کردنژیمناستیک کار می‌کردن ژیمناستیک کار کرده باشنداشتن ژیمناستیک کار می‌کردن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manژیمناستیک کار کرده‌مژیمناستیک کار کرده بودمژیمناستیک کار می‌کنم دارم ژیمناستیک کار می‌کنم
toژیمناستیک کار کرده‌یژیمناستیک کار کرده بودیژیمناستیک کار می‌کنی داری ژیمناستیک کار می‌کنی
unژیمناستیک کار کردهژیمناستیک کار کرده بودژیمناستیک کار می‌کنه داره ژیمناستیک کار می‌کنه
ژیمناستیک کار کرده‌یمژیمناستیک کار کرده بودیمژیمناستیک کار می‌کنیم داریم ژیمناستیک کار می‌کنیم
shomāژیمناستیک کار کرده‌ینژیمناستیک کار کرده بودینژیمناستیک کار می‌کنین دارین ژیمناستیک کار می‌کنین
unāژیمناستیک کار کرده‌نژیمناستیک کار کرده بودنژیمناستیک کار می‌کنن دارن ژیمناستیک کار می‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manژیمناستیک کار بکنم  
toژیمناستیک کار بکنی ژیمناستیک کار بکن
unژیمناستیک کار بکنه  
ژیمناستیک کار بکنیم  
shomāژیمناستیک کار بکنین ژیمناستیک کار بکنین
unāژیمناستیک کار بکنن  

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manژیمناستیک کار نکردمژیمناستیک کار نمی‌کردمژیمناستیک کار نکرده باشم
toژیمناستیک کار نکردیژیمناستیک کار نمی‌کردیژیمناستیک کار نکرده باشی
unژیمناستیک کار نکردژیمناستیک کار نمی‌کردژیمناستیک کار نکرده باشه
ژیمناستیک کار نکردیمژیمناستیک کار نمی‌کردیمژیمناستیک کار نکرده باشیم
shomāژیمناستیک کار نکردینژیمناستیک کار نمی‌کردینژیمناستیک کار نکرده باشین
unāژیمناستیک کار نکردنژیمناستیک کار نمی‌کردنژیمناستیک کار نکرده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manژیمناستیک کار نکرده‌مژیمناستیک کار نکرده بودمژیمناستیک کار نمی‌کنم
toژیمناستیک کار نکرده‌یژیمناستیک کار نکرده بودیژیمناستیک کار نمی‌کنی
unژیمناستیک کار نکردهژیمناستیک کار نکرده بودژیمناستیک کار نمی‌کنه
ژیمناستیک کار نکرده‌یمژیمناستیک کار نکرده بودیمژیمناستیک کار نمی‌کنیم
shomāژیمناستیک کار نکرده‌ینژیمناستیک کار نکرده بودینژیمناستیک کار نمی‌کنین
unāژیمناستیک کار نکرده‌نژیمناستیک کار نکرده بودنژیمناستیک کار نمی‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manژیمناستیک کار نکنم 
toژیمناستیک کار نکنیژیمناستیک کار نکن
unژیمناستیک کار نکنه 
ژیمناستیک کار نکنیم 
shomāژیمناستیک کار نکنینژیمناستیک کار نکنین
unāژیمناستیک کار نکنن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.