Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

به حرکت در اومدن [be harekat dar umadan]

Past Stem Present Stem Synonyms
به حرکت در اومد به حرکت در آآغاز کردن، روانه شدن، شرو کردن

  1. to begin moving
  2. to start functioning
  3. to start

Usage:

1 example of usage

| Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manبه حرکت در اومدمبه حرکت در می‌اومدمبه حرکت در اومده باشمداشتم به حرکت در می‌اومدم
toبه حرکت در اومدیبه حرکت در می‌اومدیبه حرکت در اومده باشیداشتی به حرکت در می‌اومدی
unبه حرکت در اومدبه حرکت در می‌اومدبه حرکت در اومده باشهداشت به حرکت در می‌اومد
māبه حرکت در اومدیمبه حرکت در می‌اومدیمبه حرکت در اومده باشیمداشتیم به حرکت در می‌اومدیم
shomāبه حرکت در اومدینبه حرکت در می‌اومدینبه حرکت در اومده باشینداشتین به حرکت در می‌اومدین
unāبه حرکت در اومدنبه حرکت در می‌اومدنبه حرکت در اومده باشنداشتن به حرکت در می‌اومدن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manبه حرکت در اومده‌مبه حرکت در اومده بودمبه حرکت در می‌آمدارم به حرکت در می‌آم
toبه حرکت در اومده‌یبه حرکت در اومده بودیبه حرکت در می‌آیداری به حرکت در می‌آی
unبه حرکت در اومدهبه حرکت در اومده بودبه حرکت در می‌آدداره به حرکت در می‌آد
māبه حرکت در اومده‌یمبه حرکت در اومده بودیمبه حرکت در می‌آیمداریم به حرکت در می‌آیم
shomāبه حرکت در اومده‌ینبه حرکت در اومده بودینبه حرکت در می‌آیندارین به حرکت در می‌آین
unāبه حرکت در اومده‌نبه حرکت در اومده بودنبه حرکت در می‌آندارن به حرکت در می‌آن
 Present SubjunctiveImperative
manبه حرکت در بیام 
toبه حرکت در بیایبه حرکت در بیا
unبه حرکت در بیاد 
māبه حرکت در بیایم 
shomāبه حرکت در بیاینبه حرکت در بیاین
unāبه حرکت در بیان 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manبه حرکت در نیومدمبه حرکت در نمی‌اومدمبه حرکت در نیومده باشم
toبه حرکت در نیومدیبه حرکت در نمی‌اومدیبه حرکت در نیومده باشی
unبه حرکت در نیومدبه حرکت در نمی‌اومدبه حرکت در نیومده باشه
māبه حرکت در نیومدیمبه حرکت در نمی‌اومدیمبه حرکت در نیومده باشیم
shomāبه حرکت در نیومدینبه حرکت در نمی‌اومدینبه حرکت در نیومده باشین
unāبه حرکت در نیومدنبه حرکت در نمی‌اومدنبه حرکت در نیومده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manبه حرکت در نیومده‌مبه حرکت در نیومده بودمبه حرکت در نمی‌آم
toبه حرکت در نیومده‌یبه حرکت در نیومده بودیبه حرکت در نمی‌آی
unبه حرکت در نیومدهبه حرکت در نیومده بودبه حرکت در نمی‌آد
māبه حرکت در نیومده‌یمبه حرکت در نیومده بودیمبه حرکت در نمی‌آیم
shomāبه حرکت در نیومده‌ینبه حرکت در نیومده بودینبه حرکت در نمی‌آین
unāبه حرکت در نیومده‌نبه حرکت در نیومده بودنبه حرکت در نمی‌آن
 Present SubjunctiveImperative
manبه حرکت در نیام 
toبه حرکت در نیایبه حرکت در نیا
unبه حرکت در نیاد 
māبه حرکت در نیایم 
shomāبه حرکت در نیاینبه حرکت در نیاین
unāبه حرکت در نیان 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.