Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)
You can enter a Persian verb in transcription
![]() |
normal keys |
See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.
| Past Stem | Present Stem | Synonyms |
|---|---|---|
| به حرکت در اومد | به حرکت در آ | آغاز کردن، روانه شدن، شرو کردن |
Usage:
| Disable audio, faster page loadPositive Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | Past Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | به حرکت در اومدم | به حرکت در میاومدم | به حرکت در اومده باشم | داشتم به حرکت در میاومدم |
| to | به حرکت در اومدی | به حرکت در میاومدی | به حرکت در اومده باشی | داشتی به حرکت در میاومدی |
| un | به حرکت در اومد | به حرکت در میاومد | به حرکت در اومده باشه | داشت به حرکت در میاومد |
| mā | به حرکت در اومدیم | به حرکت در میاومدیم | به حرکت در اومده باشیم | داشتیم به حرکت در میاومدیم |
| shomā | به حرکت در اومدین | به حرکت در میاومدین | به حرکت در اومده باشین | داشتین به حرکت در میاومدین |
| unā | به حرکت در اومدن | به حرکت در میاومدن | به حرکت در اومده باشن | داشتن به حرکت در میاومدن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | Present Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | به حرکت در اومدهم | به حرکت در اومده بودم | به حرکت در میآم | دارم به حرکت در میآم |
| to | به حرکت در اومدهی | به حرکت در اومده بودی | به حرکت در میآی | داری به حرکت در میآی |
| un | به حرکت در اومده | به حرکت در اومده بود | به حرکت در میآد | داره به حرکت در میآد |
| mā | به حرکت در اومدهیم | به حرکت در اومده بودیم | به حرکت در میآیم | داریم به حرکت در میآیم |
| shomā | به حرکت در اومدهین | به حرکت در اومده بودین | به حرکت در میآین | دارین به حرکت در میآین |
| unā | به حرکت در اومدهن | به حرکت در اومده بودن | به حرکت در میآن | دارن به حرکت در میآن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | به حرکت در بیام | |
| to | به حرکت در بیای | به حرکت در بیا |
| un | به حرکت در بیاد | |
| mā | به حرکت در بیایم | |
| shomā | به حرکت در بیاین | به حرکت در بیاین |
| unā | به حرکت در بیان |
Negative Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | |
|---|---|---|---|
| man | به حرکت در نیومدم | به حرکت در نمیاومدم | به حرکت در نیومده باشم |
| to | به حرکت در نیومدی | به حرکت در نمیاومدی | به حرکت در نیومده باشی |
| un | به حرکت در نیومد | به حرکت در نمیاومد | به حرکت در نیومده باشه |
| mā | به حرکت در نیومدیم | به حرکت در نمیاومدیم | به حرکت در نیومده باشیم |
| shomā | به حرکت در نیومدین | به حرکت در نمیاومدین | به حرکت در نیومده باشین |
| unā | به حرکت در نیومدن | به حرکت در نمیاومدن | به حرکت در نیومده باشن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | |
|---|---|---|---|
| man | به حرکت در نیومدهم | به حرکت در نیومده بودم | به حرکت در نمیآم |
| to | به حرکت در نیومدهی | به حرکت در نیومده بودی | به حرکت در نمیآی |
| un | به حرکت در نیومده | به حرکت در نیومده بود | به حرکت در نمیآد |
| mā | به حرکت در نیومدهیم | به حرکت در نیومده بودیم | به حرکت در نمیآیم |
| shomā | به حرکت در نیومدهین | به حرکت در نیومده بودین | به حرکت در نمیآین |
| unā | به حرکت در نیومدهن | به حرکت در نیومده بودن | به حرکت در نمیآن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | به حرکت در نیام | |
| to | به حرکت در نیای | به حرکت در نیا |
| un | به حرکت در نیاد | |
| mā | به حرکت در نیایم | |
| shomā | به حرکت در نیاین | به حرکت در نیاین |
| unā | به حرکت در نیان |
Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version. Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet. These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences. |