Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

ایجاد کردن [ijād kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
ایجاد کرد ایجاد کنبه وجود آوردن، احداث کردن، کردن، تولید کردن

  1. to create (creating)
    Syn: به پا کردن، ساختن
  2. to make (making)
    Syn: ساختن
  3. to cause (causing)

Usage:

[ permalink to this sentence ]

رييس جمهور جديد بايد در نظام خدمات درمانى تغيير ايجاد كند.

re'is / ra'is jomhur-e jadid bāyad dar nezām-e khadamāt-e darmāni ta`ghir ijād konad

The new President must bring about a change in the health care system. (Submitted by webmaster for Mehdi Torabian on Sep 28, 2012)

See other verbs of this sentence: کردن، بایستن

[ permalink to this sentence ]

به رغم این، اعلیٰ‌حضرت (=اعلیحضرت) همایونی محمد رضا شاه پهلوی، آریامهر، شاهنشاه ایران و سایهٔ خدا در دل ریچارد نیکسون محبتی نسبت به خود ایجاد کرده بود.

be raghm-e in, a`lā hazrat (also commonly written as one word, a`lāhazrat) homāyuni mohammad rezā shāh pahlavi, āryāmehr, shāhanshāh-e irān va sāye-ye khodā dar del-e richārd nikson mohabbati nesbat be khod ijād karde bud

Despite this, his Imperial Majesty, Mohammad Reza Shah Pahlavi, light of the Aryans, king of kings of Iran and shadow of God stirred feelings of friendship towards himself in the heart of Richard Nixon. (Submitted by Connie on Aug 23, 2010)

(cheragheazadi.org) See other verbs of this sentence: کردن

[ permalink to this sentence ]

با وجود این همه تبلیغات در خارج و حتی برخی روزنامه‌های داخلی که همه جور منفی‌بافی و ایجاد یأس کردند، چیزی جز احساسات برفروخته‌تر و حمایت بی‌سابقه‌تر از ولایت چیزی نصیب دشمنان نشد.

bā vojud-e in hame tablighāt dar khārej va hattā barkhi ruznāme-hā-ye dākheli ke hame jur manfi-bāfi-yo ijād-e yas kardand, chizi joz ehsāsāt-e bar-afrukhte-tar-o hemāyat-e bi-sābeqe-tar az velāyat chizi nasib-e doshmanān nashod

Despite all the propaganda abroad and even a few domestic newspapers which made every sort of negative and gloomy prediction, except for more impassioned feelings and even more unprecedented support for the Velāyat (Islamic Republic), the enemies went away empty-handed. (Submitted by Connie on Feb 13, 2010)

(iribnews.ir, 2010) See other verbs of this sentence: منفی‌بافی کردن، نصیب شدن

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manایجاد کردمایجاد می‌کردمایجاد کرده باشمداشتم ایجاد می‌کردم
toایجاد کردیایجاد می‌کردیایجاد کرده باشیداشتی ایجاد می‌کردی
uایجاد کردایجاد می‌کردایجاد کرده باشدداشت ایجاد می‌کرد
ایجاد کردیمایجاد می‌کردیمایجاد کرده باشیمداشتیم ایجاد می‌کردیم
shomāایجاد کردیدایجاد می‌کردیدایجاد کرده باشیدداشتید ایجاد می‌کردید
ānhāایجاد کردندایجاد می‌کردندایجاد کرده باشندداشتند ایجاد می‌کردند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manایجاد کرده‌امایجاد کرده بودمایجاد می‌کنمدارم ایجاد می‌کنم
toایجاد کرده‌ایایجاد کرده بودیایجاد می‌کنیداری ایجاد می‌کنی
uایجاد کرده استایجاد کرده بودایجاد می‌کنددارد ایجاد می‌کند
ایجاد کرده‌ایمایجاد کرده بودیمایجاد می‌کنیمداریم ایجاد می‌کنیم
shomāایجاد کرده‌ایدایجاد کرده بودیدایجاد می‌کنیددارید ایجاد می‌کنید
ānhāایجاد کرده‌اندایجاد کرده بودندایجاد می‌کننددارند ایجاد می‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manایجاد بکنمایجاد خواهم کرد 
toایجاد بکنیایجاد خواهی کردایجاد بکن
uایجاد بکندایجاد خواهد کرد 
ایجاد بکنیمایجاد خواهیم کرد 
shomāایجاد بکنیدایجاد خواهید کردایجاد بکنید
ānhāایجاد بکنندایجاد خواهند کرد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manایجاد نکردمایجاد نمی‌کردمایجاد نکرده باشم
toایجاد نکردیایجاد نمی‌کردیایجاد نکرده باشی
uایجاد نکردایجاد نمی‌کردایجاد نکرده باشد
ایجاد نکردیمایجاد نمی‌کردیمایجاد نکرده باشیم
shomāایجاد نکردیدایجاد نمی‌کردیدایجاد نکرده باشید
ānhāایجاد نکردندایجاد نمی‌کردندایجاد نکرده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manایجاد نکرده‌امایجاد نکرده بودمایجاد نمی‌کنم
toایجاد نکرده‌ایایجاد نکرده بودیایجاد نمی‌کنی
uایجاد نکرده استایجاد نکرده بودایجاد نمی‌کند
ایجاد نکرده‌ایمایجاد نکرده بودیمایجاد نمی‌کنیم
shomāایجاد نکرده‌ایدایجاد نکرده بودیدایجاد نمی‌کنید
ānhāایجاد نکرده‌اندایجاد نکرده بودندایجاد نمی‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manایجاد نکنمایجاد نخواهم کرد 
toایجاد نکنیایجاد نخواهی کردایجاد نکن
uایجاد نکندایجاد نخواهد کرد 
ایجاد نکنیمایجاد نخواهیم کرد 
shomāایجاد نکنیدایجاد نخواهید کردایجاد نکنید
ānhāایجاد نکنندایجاد نخواهند کرد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel