Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

تصادف کردن [tasādof kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
تصادف کرد تصادف کنبرخورد کردن، به‌هم خوردن

  1. to collide (with)
  2. to crash (into)
  3. to get into an accident


ماشینی که تصادف کرده رو با جرثقیل بردن.

māshin-i ke tasādof karda ro bā jar(r-e) saghil bordan

The car which was involved in an accident was towed away. (Submitted by webmaster for Sima Daad on Feb 25, 2010)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: بردن

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manتصادف کردمتصادف می‌کردمتصادف کرده باشمداشتم تصادف می‌کردم
toتصادف کردیتصادف می‌کردیتصادف کرده باشیداشتی تصادف می‌کردی
uتصادف کردتصادف می‌کردتصادف کرده باشدداشت تصادف می‌کرد
تصادف کردیمتصادف می‌کردیمتصادف کرده باشیمداشتیم تصادف می‌کردیم
shomāتصادف کردیدتصادف می‌کردیدتصادف کرده باشیدداشتید تصادف می‌کردید
ānhāتصادف کردندتصادف می‌کردندتصادف کرده باشندداشتند تصادف می‌کردند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manتصادف کرده‌امتصادف کرده بودمتصادف می‌کنمدارم تصادف می‌کنم
toتصادف کرده‌ایتصادف کرده بودیتصادف می‌کنیداری تصادف می‌کنی
uتصادف کرده استتصادف کرده بودتصادف می‌کنددارد تصادف می‌کند
تصادف کرده‌ایمتصادف کرده بودیمتصادف می‌کنیمداریم تصادف می‌کنیم
shomāتصادف کرده‌ایدتصادف کرده بودیدتصادف می‌کنیددارید تصادف می‌کنید
ānhāتصادف کرده‌اندتصادف کرده بودندتصادف می‌کننددارند تصادف می‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manتصادف بکنمتصادف خواهم کرد 
toتصادف بکنیتصادف خواهی کردتصادف بکن
uتصادف بکندتصادف خواهد کرد 
تصادف بکنیمتصادف خواهیم کرد 
shomāتصادف بکنیدتصادف خواهید کردتصادف بکنید
ānhāتصادف بکنندتصادف خواهند کرد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manتصادف نکردمتصادف نمی‌کردمتصادف نکرده باشم
toتصادف نکردیتصادف نمی‌کردیتصادف نکرده باشی
uتصادف نکردتصادف نمی‌کردتصادف نکرده باشد
تصادف نکردیمتصادف نمی‌کردیمتصادف نکرده باشیم
shomāتصادف نکردیدتصادف نمی‌کردیدتصادف نکرده باشید
ānhāتصادف نکردندتصادف نمی‌کردندتصادف نکرده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manتصادف نکرده‌امتصادف نکرده بودمتصادف نمی‌کنم
toتصادف نکرده‌ایتصادف نکرده بودیتصادف نمی‌کنی
uتصادف نکرده استتصادف نکرده بودتصادف نمی‌کند
تصادف نکرده‌ایمتصادف نکرده بودیمتصادف نمی‌کنیم
shomāتصادف نکرده‌ایدتصادف نکرده بودیدتصادف نمی‌کنید
ānhāتصادف نکرده‌اندتصادف نکرده بودندتصادف نمی‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manتصادف نکنمتصادف نخواهم کرد 
toتصادف نکنیتصادف نخواهی کردتصادف نکن
uتصادف نکندتصادف نخواهد کرد 
تصادف نکنیمتصادف نخواهیم کرد 
shomāتصادف نکنیدتصادف نخواهید کردتصادف نکنید
ānhāتصادف نکنندتصادف نخواهند کرد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel