Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

بر خوردن [bar khordan]

Past Stem Present Stem Synonyms
بر خورد بر خوربرخورد کردن، به‌هم خوردن، مواجه شدن، روبرو شدن

  1. to encounter
  2. to run into
  3. to clash
  4. to offend
  5. to be offended

Usage:

تا بهش میگم درست رو بخون تا نمرهات بهتر بشه زود بهش برمی‌خوره.

tā be-h-esh migam dars-et ro bekhun tā nomre-hā-t behtar beshe zud behesh bar mikhore.

As soon as I tell her to study so her grades improve she gets offended. (Submitted by Nahid on Apr 24, 2010)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: گفتن، شدن، خواندن

Show all 9 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manبر خوردمبر می‌خوردمبر خورده باشمداشتم بر می‌خوردم
toبر خوردیبر می‌خوردیبر خورده باشیداشتی بر می‌خوردی
uبر خوردبر می‌خوردبر خورده باشدداشت بر می‌خورد
بر خوردیمبر می‌خوردیمبر خورده باشیمداشتیم بر می‌خوردیم
shomāبر خوردیدبر می‌خوردیدبر خورده باشیدداشتید بر می‌خوردید
ānhāبر خوردندبر می‌خوردندبر خورده باشندداشتند بر می‌خوردند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manبر خورده‌امبر خورده بودمبر می‌خورمدارم بر می‌خورم
toبر خورده‌ایبر خورده بودیبر می‌خوریداری بر می‌خوری
uبر خورده استبر خورده بودبر می‌خورددارد بر می‌خورد
بر خورده‌ایمبر خورده بودیمبر می‌خوریمداریم بر می‌خوریم
shomāبر خورده‌ایدبر خورده بودیدبر می‌خوریددارید بر می‌خورید
ānhāبر خورده‌اندبر خورده بودندبر می‌خورنددارند بر می‌خورند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبر خورمبر خواهم خورد 
toبر خوریبر خواهی خوردبر بخور
uبر خوردبر خواهد خورد 
بر خوریمبر خواهیم خورد 
shomāبر خوریدبر خواهید خوردبر بخورید
ānhāبر خورندبر خواهند خورد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manبر نخوردمبر نمی‌خوردمبر نخورده باشم
toبر نخوردیبر نمی‌خوردیبر نخورده باشی
uبر نخوردبر نمی‌خوردبر نخورده باشد
بر نخوردیمبر نمی‌خوردیمبر نخورده باشیم
shomāبر نخوردیدبر نمی‌خوردیدبر نخورده باشید
ānhāبر نخوردندبر نمی‌خوردندبر نخورده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manبر نخورده‌امبر نخورده بودمبر نمی‌خورم
toبر نخورده‌ایبر نخورده بودیبر نمی‌خوری
uبر نخورده استبر نخورده بودبر نمی‌خورد
بر نخورده‌ایمبر نخورده بودیمبر نمی‌خوریم
shomāبر نخورده‌ایدبر نخورده بودیدبر نمی‌خورید
ānhāبر نخورده‌اندبر نخورده بودندبر نمی‌خورند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبر نخورمبر نخواهم خورد 
toبر نخوریبر نخواهی خوردبر نخور
uبر نخوردبر نخواهد خورد 
بر نخوریمبر نخواهیم خورد 
shomāبر نخوریدبر نخواهید خوردبر نخورید
ānhāبر نخورندبر نخواهند خورد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel