Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

تغذیه کردن [taghziye kardan]

Past Stem Present Stem
تغذیه کرد تغذیه کن
  1. to eat (take in solid food)
    Syn: گاز گرفتن، گاز زدن، نوش جان کردن، خوردن، سیر شدن، صرف کردن، میل کردن، غذا خوردن، مصرف کردن، به چیزی بستن
  2. to feed (feeding others)
    Syn: خوراندن، خوراک دادن، به خیک بستن، غذا دادن، سور دادن، ضیافت دادن، اطعام کردن، به چیزی بستن
  3. to nourish (supplying nutrients)
    Syn: غذا دادن، پرورش دادن
  4. to feed in (introduce continuously)
  5. to introduce continuously (introducing continuously)
    Syn: سکه انداختن، تزریق کردن، تزریق شدن


غرورش از موفقیت‌هاش تغذیه می‌کنه.

ghorur-esh az movafaghghiyat-hā-sh taghzie mikone

Her success feeds her vanity. (Submitted by webmaster for Mehdi Torabian on May 6, 2010)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: کردن

Show all 4 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manتغذیه کردمتغذیه می‌کردمتغذیه کرده باشمداشتم تغذیه می‌کردم
toتغذیه کردیتغذیه می‌کردیتغذیه کرده باشیداشتی تغذیه می‌کردی
uتغذیه کردتغذیه می‌کردتغذیه کرده باشدداشت تغذیه می‌کرد
تغذیه کردیمتغذیه می‌کردیمتغذیه کرده باشیمداشتیم تغذیه می‌کردیم
shomāتغذیه کردیدتغذیه می‌کردیدتغذیه کرده باشیدداشتید تغذیه می‌کردید
ānhāتغذیه کردندتغذیه می‌کردندتغذیه کرده باشندداشتند تغذیه می‌کردند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manتغذیه کرده‌امتغذیه کرده بودمتغذیه می‌کنمدارم تغذیه می‌کنم
toتغذیه کرده‌ایتغذیه کرده بودیتغذیه می‌کنیداری تغذیه می‌کنی
uتغذیه کرده استتغذیه کرده بودتغذیه می‌کنددارد تغذیه می‌کند
تغذیه کرده‌ایمتغذیه کرده بودیمتغذیه می‌کنیمداریم تغذیه می‌کنیم
shomāتغذیه کرده‌ایدتغذیه کرده بودیدتغذیه می‌کنیددارید تغذیه می‌کنید
ānhāتغذیه کرده‌اندتغذیه کرده بودندتغذیه می‌کننددارند تغذیه می‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manتغذیه بکنمتغذیه خواهم کرد 
toتغذیه بکنیتغذیه خواهی کردتغذیه بکن
uتغذیه بکندتغذیه خواهد کرد 
تغذیه بکنیمتغذیه خواهیم کرد 
shomāتغذیه بکنیدتغذیه خواهید کردتغذیه بکنید
ānhāتغذیه بکنندتغذیه خواهند کرد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manتغذیه نکردمتغذیه نمی‌کردمتغذیه نکرده باشم
toتغذیه نکردیتغذیه نمی‌کردیتغذیه نکرده باشی
uتغذیه نکردتغذیه نمی‌کردتغذیه نکرده باشد
تغذیه نکردیمتغذیه نمی‌کردیمتغذیه نکرده باشیم
shomāتغذیه نکردیدتغذیه نمی‌کردیدتغذیه نکرده باشید
ānhāتغذیه نکردندتغذیه نمی‌کردندتغذیه نکرده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manتغذیه نکرده‌امتغذیه نکرده بودمتغذیه نمی‌کنم
toتغذیه نکرده‌ایتغذیه نکرده بودیتغذیه نمی‌کنی
uتغذیه نکرده استتغذیه نکرده بودتغذیه نمی‌کند
تغذیه نکرده‌ایمتغذیه نکرده بودیمتغذیه نمی‌کنیم
shomāتغذیه نکرده‌ایدتغذیه نکرده بودیدتغذیه نمی‌کنید
ānhāتغذیه نکرده‌اندتغذیه نکرده بودندتغذیه نمی‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manتغذیه نکنمتغذیه نخواهم کرد 
toتغذیه نکنیتغذیه نخواهی کردتغذیه نکن
uتغذیه نکندتغذیه نخواهد کرد 
تغذیه نکنیمتغذیه نخواهیم کرد 
shomāتغذیه نکنیدتغذیه نخواهید کردتغذیه نکنید
ānhāتغذیه نکنندتغذیه نخواهند کرد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel