Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

تغذیه کردن [taghzie kardan]

Past Stem Present Stem
تغذیه کرد تغذیه کن
  1. to eat (take in solid food)
    Syn: گاز زدن، نوش جون کردن، خوردن، سیر شدن، صرف کردن، میل کردن، غذا خوردن، مصرف کردن، به چیزی بستن
  2. to feed (feeding others)
    Syn: خوروندن، خوراک دادن، به خیک بستن، غذا دادن، اطعام کردن، سور دادن، ضیافت دادن، به چیزی بستن
  3. to nourish (supplying nutrients)
    Syn: غذا دادن، پرورش دادن
  4. to feed in (introduce continuously)
  5. to introduce continuously (introducing continuously)
    Syn: سکه انداختن، تزریق کردن، تزریق شدن

Usage:

4 examples of usage

| Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manتغذیه کردمتغذیه می‌کردمتغذیه کرده باشمداشتم تغذیه می‌کردم
toتغذیه کردیتغذیه می‌کردیتغذیه کرده باشیداشتی تغذیه می‌کردی
unتغذیه کردتغذیه می‌کردتغذیه کرده باشهداشت تغذیه می‌کرد
تغذیه کردیمتغذیه می‌کردیمتغذیه کرده باشیمداشتیم تغذیه می‌کردیم
shomāتغذیه کردینتغذیه می‌کردینتغذیه کرده باشینداشتین تغذیه می‌کردین
unāتغذیه کردنتغذیه می‌کردنتغذیه کرده باشنداشتن تغذیه می‌کردن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manتغذیه کرده‌متغذیه کرده بودمتغذیه می‌کنمدارم تغذیه می‌کنم
toتغذیه کرده‌یتغذیه کرده بودیتغذیه می‌کنیداری تغذیه می‌کنی
unتغذیه کردهتغذیه کرده بودتغذیه می‌کنهداره تغذیه می‌کنه
تغذیه کرده‌یمتغذیه کرده بودیمتغذیه می‌کنیمداریم تغذیه می‌کنیم
shomāتغذیه کرده‌ینتغذیه کرده بودینتغذیه می‌کنیندارین تغذیه می‌کنین
unāتغذیه کرده‌نتغذیه کرده بودنتغذیه می‌کنندارن تغذیه می‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manتغذیه بکنم 
toتغذیه بکنیتغذیه بکن
unتغذیه بکنه 
تغذیه بکنیم 
shomāتغذیه بکنینتغذیه بکنین
unāتغذیه بکنن 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manتغذیه نکردمتغذیه نمی‌کردمتغذیه نکرده باشم
toتغذیه نکردیتغذیه نمی‌کردیتغذیه نکرده باشی
unتغذیه نکردتغذیه نمی‌کردتغذیه نکرده باشه
تغذیه نکردیمتغذیه نمی‌کردیمتغذیه نکرده باشیم
shomāتغذیه نکردینتغذیه نمی‌کردینتغذیه نکرده باشین
unāتغذیه نکردنتغذیه نمی‌کردنتغذیه نکرده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manتغذیه نکرده‌متغذیه نکرده بودمتغذیه نمی‌کنم
toتغذیه نکرده‌یتغذیه نکرده بودیتغذیه نمی‌کنی
unتغذیه نکردهتغذیه نکرده بودتغذیه نمی‌کنه
تغذیه نکرده‌یمتغذیه نکرده بودیمتغذیه نمی‌کنیم
shomāتغذیه نکرده‌ینتغذیه نکرده بودینتغذیه نمی‌کنین
unāتغذیه نکرده‌نتغذیه نکرده بودنتغذیه نمی‌کنن
 Present SubjunctiveImperative
manتغذیه نکنم 
toتغذیه نکنیتغذیه نکن
unتغذیه نکنه 
تغذیه نکنیم 
shomāتغذیه نکنینتغذیه نکنین
unāتغذیه نکنن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.