Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

دست‌برد زدن [dast-bord zadan]

Past Stem Present Stem
دست‌برد زد دست‌برد زن
  1. to rob (robbing)
    Syn: دزدیدن، دست‌اندازی کردن
  2. to embezzle (embezzling)


این مرد در حالیکه سعی داشت به بانک دستبرد بزند چندین نفر را کشت.

in mard dar hāl-i-ke sa`y dāsht be bānk dast-bord bezanad chandin nafar rā kosht.

This man killed several people when he tried to rob a bank. (Submitted by webmaster for Mehdi Torabian on Jun 2, 2010)

See other verbs of this sentence: کشتن، داشتن، زدن

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manدست‌برد زدمدست‌برد می‌زدمدست‌برد زده باشمداشتم دست‌برد می‌زدم
toدست‌برد زدیدست‌برد می‌زدیدست‌برد زده باشیداشتی دست‌برد می‌زدی
uدست‌برد زددست‌برد می‌زددست‌برد زده باشدداشت دست‌برد می‌زد
دست‌برد زدیمدست‌برد می‌زدیمدست‌برد زده باشیمداشتیم دست‌برد می‌زدیم
shomāدست‌برد زدیددست‌برد می‌زدیددست‌برد زده باشیدداشتید دست‌برد می‌زدید
ānhāدست‌برد زدنددست‌برد می‌زدنددست‌برد زده باشندداشتند دست‌برد می‌زدند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manدست‌برد زده‌امدست‌برد زده بودمدست‌برد می‌زنمدارم دست‌برد می‌زنم
toدست‌برد زده‌ایدست‌برد زده بودیدست‌برد می‌زنیداری دست‌برد می‌زنی
uدست‌برد زده استدست‌برد زده بوددست‌برد می‌زنددارد دست‌برد می‌زند
دست‌برد زده‌ایمدست‌برد زده بودیمدست‌برد می‌زنیمداریم دست‌برد می‌زنیم
shomāدست‌برد زده‌ایددست‌برد زده بودیددست‌برد می‌زنیددارید دست‌برد می‌زنید
ānhāدست‌برد زده‌انددست‌برد زده بودنددست‌برد می‌زننددارند دست‌برد می‌زنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manدست‌برد بزنمدست‌برد خواهم زد 
toدست‌برد بزنیدست‌برد خواهی زددست‌برد بزن
uدست‌برد بزنددست‌برد خواهد زد 
دست‌برد بزنیمدست‌برد خواهیم زد 
shomāدست‌برد بزنیددست‌برد خواهید زددست‌برد بزنید
ānhāدست‌برد بزننددست‌برد خواهند زد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manدست‌برد نزدمدست‌برد نمی‌زدمدست‌برد نزده باشم
toدست‌برد نزدیدست‌برد نمی‌زدیدست‌برد نزده باشی
uدست‌برد نزددست‌برد نمی‌زددست‌برد نزده باشد
دست‌برد نزدیمدست‌برد نمی‌زدیمدست‌برد نزده باشیم
shomāدست‌برد نزدیددست‌برد نمی‌زدیددست‌برد نزده باشید
ānhāدست‌برد نزدنددست‌برد نمی‌زدنددست‌برد نزده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manدست‌برد نزده‌امدست‌برد نزده بودمدست‌برد نمی‌زنم
toدست‌برد نزده‌ایدست‌برد نزده بودیدست‌برد نمی‌زنی
uدست‌برد نزده استدست‌برد نزده بوددست‌برد نمی‌زند
دست‌برد نزده‌ایمدست‌برد نزده بودیمدست‌برد نمی‌زنیم
shomāدست‌برد نزده‌ایددست‌برد نزده بودیددست‌برد نمی‌زنید
ānhāدست‌برد نزده‌انددست‌برد نزده بودنددست‌برد نمی‌زنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manدست‌برد نزنمدست‌برد نخواهم زد 
toدست‌برد نزنیدست‌برد نخواهی زددست‌برد نزن
uدست‌برد نزنددست‌برد نخواهد زد 
دست‌برد نزنیمدست‌برد نخواهیم زد 
shomāدست‌برد نزنیددست‌برد نخواهید زددست‌برد نزنید
ānhāدست‌برد نزننددست‌برد نخواهند زد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel