Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

تف انداختن [tof andākhtan]

Past Stem Present Stem
تف انداخت تف انداز
  1. to spit (expel or eject (saliva or phlegm or sputum) from the mouth)


اگر کسی توی خیابون تف انداخت بلافاصله صورتتون رو بگیرید و بگید «اخ» (یعنی آب دهن طرف افتاد رو صورتت و می‌تونید دعوا راه بیاندازید).

agar kas-i tu-ye khiyābun tof andākht belā-fāsele surat-etun ro begirid-o begid "akh" (ya:ni āb-e dahan-e taraf oftād ru surat-et-o mitunid da:vā rāh biyandāzid)

If someone spits in the street, immediately hold (i.e. put your hand on) your face and go "yuck" (that is, the guy's spit landed on your face and a fight may start). (Submitted by Connie on Jun 28, 2012)

(source) See other verbs of this sentence: گرفتن، گفتن، افتادن، توانستن، انداختن، راه انداختن

Show all 2 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manتف انداختمتف می‌انداختمتف انداخته باشمداشتم تف می‌انداختم
toتف انداختیتف می‌انداختیتف انداخته باشیداشتی تف می‌انداختی
uتف انداختتف می‌انداختتف انداخته باشدداشت تف می‌انداخت
تف انداختیمتف می‌انداختیمتف انداخته باشیمداشتیم تف می‌انداختیم
shomāتف انداختیدتف می‌انداختیدتف انداخته باشیدداشتید تف می‌انداختید
ānhāتف انداختندتف می‌انداختندتف انداخته باشندداشتند تف می‌انداختند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manتف انداخته‌امتف انداخته بودمتف می‌اندازمدارم تف می‌اندازم
toتف انداخته‌ایتف انداخته بودیتف می‌اندازیداری تف می‌اندازی
uتف انداخته استتف انداخته بودتف می‌اندازددارد تف می‌اندازد
تف انداخته‌ایمتف انداخته بودیمتف می‌اندازیمداریم تف می‌اندازیم
shomāتف انداخته‌ایدتف انداخته بودیدتف می‌اندازیددارید تف می‌اندازید
ānhāتف انداخته‌اندتف انداخته بودندتف می‌اندازنددارند تف می‌اندازند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manتف بیاندازمتف خواهم انداخت 
toتف بیاندازیتف خواهی انداختتف بیانداز
uتف بیاندازدتف خواهد انداخت 
تف بیاندازیمتف خواهیم انداخت 
shomāتف بیاندازیدتف خواهید انداختتف بیاندازید
ānhāتف بیاندازندتف خواهند انداخت 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manتف نیانداختمتف نمی‌انداختمتف نیانداخته باشم
toتف نیانداختیتف نمی‌انداختیتف نیانداخته باشی
uتف نیانداختتف نمی‌انداختتف نیانداخته باشد
تف نیانداختیمتف نمی‌انداختیمتف نیانداخته باشیم
shomāتف نیانداختیدتف نمی‌انداختیدتف نیانداخته باشید
ānhāتف نیانداختندتف نمی‌انداختندتف نیانداخته باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manتف نیانداخته‌امتف نیانداخته بودمتف نمی‌اندازم
toتف نیانداخته‌ایتف نیانداخته بودیتف نمی‌اندازی
uتف نیانداخته استتف نیانداخته بودتف نمی‌اندازد
تف نیانداخته‌ایمتف نیانداخته بودیمتف نمی‌اندازیم
shomāتف نیانداخته‌ایدتف نیانداخته بودیدتف نمی‌اندازید
ānhāتف نیانداخته‌اندتف نیانداخته بودندتف نمی‌اندازند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manتف نیاندازمتف نخواهم انداخت 
toتف نیاندازیتف نخواهی انداختتف نیانداز
uتف نیاندازدتف نخواهد انداخت 
تف نیاندازیمتف نخواهیم انداخت 
shomāتف نیاندازیدتف نخواهید انداختتف نیاندازید
ānhāتف نیاندازندتف نخواهند انداخت 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel