Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet
You can enter a Persian verb in transcription
![]() |
normal keys |
See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.
| Past Stem | Present Stem |
|---|---|
| روی ترمز زد | روی ترمز زن |
Usage:
روی ترمز زد و پیاده شد.
ru-ye tormoz zad-o piāde shod
He/she braked and got out [of the vehicle]. (Submitted by Connie on Jul 19, 2012)
(source) See other verbs of this sentence: شدن، زدن، پیاده شدن، روی ترمز زدن
در افکار خود غرق بود که ماشین جلویی بشدت روی ترمز زد.
dar afkār-e khod gharq bud ke māshin-e jolow-i be-sheddat ru-ye tormoz zad
He /she was sunk in thought when the car ahead braked hard. (Submitted by Connie on Jul 19, 2012)
(source) See other verbs of this sentence: شدن، زدن، روی ترمز زدن
بعد از کلی انتظار یک پراید نقرهای روی ترمز زد و گفت داداش بیا بالا.
ba:d az kolli entezār yek prāyd-e noghre-i ru-ye tormoz zad-o goft dādāsh biyā bālā
After a totally long wait, a silver Pride stopped and [its driver] said, "Brother, get in." (Submitted by Connie on Jul 19, 2012)
This example is in Spoken style. (source) See other verbs of this sentence: آمدن، گفتن، زدن، روی ترمز زدن
Positive Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | Past Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | روی ترمز زدم | روی ترمز میزدم | روی ترمز زده باشم | داشتم روی ترمز میزدم |
| to | روی ترمز زدی | روی ترمز میزدی | روی ترمز زده باشی | داشتی روی ترمز میزدی |
| u | روی ترمز زد | روی ترمز میزد | روی ترمز زده باشد | داشت روی ترمز میزد |
| mā | روی ترمز زدیم | روی ترمز میزدیم | روی ترمز زده باشیم | داشتیم روی ترمز میزدیم |
| shomā | روی ترمز زدید | روی ترمز میزدید | روی ترمز زده باشید | داشتید روی ترمز میزدید |
| ānhā | روی ترمز زدند | روی ترمز میزدند | روی ترمز زده باشند | داشتند روی ترمز میزدند |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | Present Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | روی ترمز زدهام | روی ترمز زده بودم | روی ترمز میزنم | دارم روی ترمز میزنم |
| to | روی ترمز زدهای | روی ترمز زده بودی | روی ترمز میزنی | داری روی ترمز میزنی |
| u | روی ترمز زده است | روی ترمز زده بود | روی ترمز میزند | دارد روی ترمز میزند |
| mā | روی ترمز زدهایم | روی ترمز زده بودیم | روی ترمز میزنیم | داریم روی ترمز میزنیم |
| shomā | روی ترمز زدهاید | روی ترمز زده بودید | روی ترمز میزنید | دارید روی ترمز میزنید |
| ānhā | روی ترمز زدهاند | روی ترمز زده بودند | روی ترمز میزنند | دارند روی ترمز میزنند |
| Present Subjunctive | Future | Imperative | |
|---|---|---|---|
| man | روی ترمز بزنم | روی ترمز خواهم زد | |
| to | روی ترمز بزنی | روی ترمز خواهی زد | روی ترمز بزن |
| u | روی ترمز بزند | روی ترمز خواهد زد | |
| mā | روی ترمز بزنیم | روی ترمز خواهیم زد | |
| shomā | روی ترمز بزنید | روی ترمز خواهید زد | روی ترمز بزنید |
| ānhā | روی ترمز بزنند | روی ترمز خواهند زد |
Negative Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | |
|---|---|---|---|
| man | روی ترمز نزدم | روی ترمز نمیزدم | روی ترمز نزده باشم |
| to | روی ترمز نزدی | روی ترمز نمیزدی | روی ترمز نزده باشی |
| u | روی ترمز نزد | روی ترمز نمیزد | روی ترمز نزده باشد |
| mā | روی ترمز نزدیم | روی ترمز نمیزدیم | روی ترمز نزده باشیم |
| shomā | روی ترمز نزدید | روی ترمز نمیزدید | روی ترمز نزده باشید |
| ānhā | روی ترمز نزدند | روی ترمز نمیزدند | روی ترمز نزده باشند |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | |
|---|---|---|---|
| man | روی ترمز نزدهام | روی ترمز نزده بودم | روی ترمز نمیزنم |
| to | روی ترمز نزدهای | روی ترمز نزده بودی | روی ترمز نمیزنی |
| u | روی ترمز نزده است | روی ترمز نزده بود | روی ترمز نمیزند |
| mā | روی ترمز نزدهایم | روی ترمز نزده بودیم | روی ترمز نمیزنیم |
| shomā | روی ترمز نزدهاید | روی ترمز نزده بودید | روی ترمز نمیزنید |
| ānhā | روی ترمز نزدهاند | روی ترمز نزده بودند | روی ترمز نمیزنند |
| Present Subjunctive | Future | Imperative | |
|---|---|---|---|
| man | روی ترمز نزنم | روی ترمز نخواهم زد | |
| to | روی ترمز نزنی | روی ترمز نخواهی زد | روی ترمز نزن |
| u | روی ترمز نزند | روی ترمز نخواهد زد | |
| mā | روی ترمز نزنیم | روی ترمز نخواهیم زد | |
| shomā | روی ترمز نزنید | روی ترمز نخواهید زد | روی ترمز نزنید |
| ānhā | روی ترمز نزنند | روی ترمز نخواهند زد |
Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version. Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet. These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences. |