Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

توپ تنیس رو به دیوار زدن [tupp-e tenis ro be divār zadan]

Past Stem Present Stem
توپ تنیس رو به دیوار زد توپ تنیس رو به دیوار زن
  1. to hit a tennis ball against the wall

Usage:

2 examples of usage

| Disable audio, faster page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manتوپ تنیس رو به دیوار زدمتوپ تنیس رو به دیوار می‌زدمتوپ تنیس رو به دیوار زده باشمداشتم توپ تنیس رو به دیوار می‌زدم
toتوپ تنیس رو به دیوار زدیتوپ تنیس رو به دیوار می‌زدیتوپ تنیس رو به دیوار زده باشیداشتی توپ تنیس رو به دیوار می‌زدی
unتوپ تنیس رو به دیوار زدتوپ تنیس رو به دیوار می‌زدتوپ تنیس رو به دیوار زده باشهداشت توپ تنیس رو به دیوار می‌زد
توپ تنیس رو به دیوار زدیمتوپ تنیس رو به دیوار می‌زدیمتوپ تنیس رو به دیوار زده باشیمداشتیم توپ تنیس رو به دیوار می‌زدیم
shomāتوپ تنیس رو به دیوار زدینتوپ تنیس رو به دیوار می‌زدینتوپ تنیس رو به دیوار زده باشینداشتین توپ تنیس رو به دیوار می‌زدین
unāتوپ تنیس رو به دیوار زدنتوپ تنیس رو به دیوار می‌زدنتوپ تنیس رو به دیوار زده باشنداشتن توپ تنیس رو به دیوار می‌زدن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manتوپ تنیس رو به دیوار زده‌متوپ تنیس رو به دیوار زده بودمتوپ تنیس رو به دیوار می‌زنمدارم توپ تنیس رو به دیوار می‌زنم
toتوپ تنیس رو به دیوار زده‌یتوپ تنیس رو به دیوار زده بودیتوپ تنیس رو به دیوار می‌زنیداری توپ تنیس رو به دیوار می‌زنی
unتوپ تنیس رو به دیوار زدهتوپ تنیس رو به دیوار زده بودتوپ تنیس رو به دیوار می‌زنهداره توپ تنیس رو به دیوار می‌زنه
توپ تنیس رو به دیوار زده‌یمتوپ تنیس رو به دیوار زده بودیمتوپ تنیس رو به دیوار می‌زنیمداریم توپ تنیس رو به دیوار می‌زنیم
shomāتوپ تنیس رو به دیوار زده‌ینتوپ تنیس رو به دیوار زده بودینتوپ تنیس رو به دیوار می‌زنیندارین توپ تنیس رو به دیوار می‌زنین
unāتوپ تنیس رو به دیوار زده‌نتوپ تنیس رو به دیوار زده بودنتوپ تنیس رو به دیوار می‌زنندارن توپ تنیس رو به دیوار می‌زنن
 Present SubjunctiveImperative
manتوپ تنیس رو به دیوار بزنم 
toتوپ تنیس رو به دیوار بزنیتوپ تنیس رو به دیوار بزن
unتوپ تنیس رو به دیوار بزنه 
توپ تنیس رو به دیوار بزنیم 
shomāتوپ تنیس رو به دیوار بزنینتوپ تنیس رو به دیوار بزنین
unāتوپ تنیس رو به دیوار بزنن 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manتوپ تنیس رو به دیوار نزدمتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زدمتوپ تنیس رو به دیوار نزده باشم
toتوپ تنیس رو به دیوار نزدیتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زدیتوپ تنیس رو به دیوار نزده باشی
unتوپ تنیس رو به دیوار نزدتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زدتوپ تنیس رو به دیوار نزده باشه
توپ تنیس رو به دیوار نزدیمتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زدیمتوپ تنیس رو به دیوار نزده باشیم
shomāتوپ تنیس رو به دیوار نزدینتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زدینتوپ تنیس رو به دیوار نزده باشین
unāتوپ تنیس رو به دیوار نزدنتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زدنتوپ تنیس رو به دیوار نزده باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manتوپ تنیس رو به دیوار نزده‌متوپ تنیس رو به دیوار نزده بودمتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زنم
toتوپ تنیس رو به دیوار نزده‌یتوپ تنیس رو به دیوار نزده بودیتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زنی
unتوپ تنیس رو به دیوار نزدهتوپ تنیس رو به دیوار نزده بودتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زنه
توپ تنیس رو به دیوار نزده‌یمتوپ تنیس رو به دیوار نزده بودیمتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زنیم
shomāتوپ تنیس رو به دیوار نزده‌ینتوپ تنیس رو به دیوار نزده بودینتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زنین
unāتوپ تنیس رو به دیوار نزده‌نتوپ تنیس رو به دیوار نزده بودنتوپ تنیس رو به دیوار نمی‌زنن
 Present SubjunctiveImperative
manتوپ تنیس رو به دیوار نزنم 
toتوپ تنیس رو به دیوار نزنیتوپ تنیس رو به دیوار نزن
unتوپ تنیس رو به دیوار نزنه 
توپ تنیس رو به دیوار نزنیم 
shomāتوپ تنیس رو به دیوار نزنینتوپ تنیس رو به دیوار نزنین
unāتوپ تنیس رو به دیوار نزنن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.