Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

چشم به‌هم زدن [chashm be-ham zadan]

Past Stem Present Stem
چشم به‌هم زد چشم به‌هم زن
  1. to blink (briefly shut the eyes)
    Syn: چشم برهم زدن
| Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manچشم به‌هم زدمچشم به‌هم می‌زدمچشم به‌هم زده باشمداشتم چشم به‌هم می‌زدم
toچشم به‌هم زدیچشم به‌هم می‌زدیچشم به‌هم زده باشیداشتی چشم به‌هم می‌زدی
uچشم به‌هم زدچشم به‌هم می‌زدچشم به‌هم زده باشدداشت چشم به‌هم می‌زد
māچشم به‌هم زدیمچشم به‌هم می‌زدیمچشم به‌هم زده باشیمداشتیم چشم به‌هم می‌زدیم
shomāچشم به‌هم زدیدچشم به‌هم می‌زدیدچشم به‌هم زده باشیدداشتید چشم به‌هم می‌زدید
ānhāچشم به‌هم زدندچشم به‌هم می‌زدندچشم به‌هم زده باشندداشتند چشم به‌هم می‌زدند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manچشم به‌هم زده‌امچشم به‌هم زده بودمچشم به‌هم می‌زنمدارم چشم به‌هم می‌زنم
toچشم به‌هم زده‌ایچشم به‌هم زده بودیچشم به‌هم می‌زنیداری چشم به‌هم می‌زنی
uچشم به‌هم زده استچشم به‌هم زده بودچشم به‌هم می‌زنددارد چشم به‌هم می‌زند
māچشم به‌هم زده‌ایمچشم به‌هم زده بودیمچشم به‌هم می‌زنیمداریم چشم به‌هم می‌زنیم
shomāچشم به‌هم زده‌ایدچشم به‌هم زده بودیدچشم به‌هم می‌زنیددارید چشم به‌هم می‌زنید
ānhāچشم به‌هم زده‌اندچشم به‌هم زده بودندچشم به‌هم می‌زننددارند چشم به‌هم می‌زنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manچشم به‌هم بزنمچشم به‌هم خواهم زد 
toچشم به‌هم بزنیچشم به‌هم خواهی زدچشم به‌هم بزن
uچشم به‌هم بزندچشم به‌هم خواهد زد 
māچشم به‌هم بزنیمچشم به‌هم خواهیم زد 
shomāچشم به‌هم بزنیدچشم به‌هم خواهید زدچشم به‌هم بزنید
ānhāچشم به‌هم بزنندچشم به‌هم خواهند زد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manچشم به‌هم نزدمچشم به‌هم نمی‌زدمچشم به‌هم نزده باشم
toچشم به‌هم نزدیچشم به‌هم نمی‌زدیچشم به‌هم نزده باشی
uچشم به‌هم نزدچشم به‌هم نمی‌زدچشم به‌هم نزده باشد
māچشم به‌هم نزدیمچشم به‌هم نمی‌زدیمچشم به‌هم نزده باشیم
shomāچشم به‌هم نزدیدچشم به‌هم نمی‌زدیدچشم به‌هم نزده باشید
ānhāچشم به‌هم نزدندچشم به‌هم نمی‌زدندچشم به‌هم نزده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manچشم به‌هم نزده‌امچشم به‌هم نزده بودمچشم به‌هم نمی‌زنم
toچشم به‌هم نزده‌ایچشم به‌هم نزده بودیچشم به‌هم نمی‌زنی
uچشم به‌هم نزده استچشم به‌هم نزده بودچشم به‌هم نمی‌زند
māچشم به‌هم نزده‌ایمچشم به‌هم نزده بودیمچشم به‌هم نمی‌زنیم
shomāچشم به‌هم نزده‌ایدچشم به‌هم نزده بودیدچشم به‌هم نمی‌زنید
ānhāچشم به‌هم نزده‌اندچشم به‌هم نزده بودندچشم به‌هم نمی‌زنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manچشم به‌هم نزنمچشم به‌هم نخواهم زد 
toچشم به‌هم نزنیچشم به‌هم نخواهی زدچشم به‌هم نزن
uچشم به‌هم نزندچشم به‌هم نخواهد زد 
māچشم به‌هم نزنیمچشم به‌هم نخواهیم زد 
shomāچشم به‌هم نزنیدچشم به‌هم نخواهید زدچشم به‌هم نزنید
ānhāچشم به‌هم نزنندچشم به‌هم نخواهند زد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.