Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)
You can enter a Persian verb in transcription
![]() |
normal keys |
See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.
| Past Stem | Present Stem |
|---|---|
| در یافت | در یاب |
Positive Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | Past Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | در یافتم | در مییافتم | در یافته باشم | داشتم در مییافتم |
| to | در یافتی | در مییافتی | در یافته باشی | داشتی در مییافتی |
| un | در یافت | در مییافت | در یافته باشه | داشت در مییافت |
| mā | در یافتیم | در مییافتیم | در یافته باشیم | داشتیم در مییافتیم |
| shomā | در یافتین | در مییافتین | در یافته باشین | داشتین در مییافتین |
| unā | در یافتن | در مییافتن | در یافته باشن | داشتن در مییافتن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | Present Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | در یافتهم | در یافته بودم | در مییابم | دارم در مییابم |
| to | در یافتهی | در یافته بودی | در مییابی | داری در مییابی |
| un | در یافته | در یافته بود | در مییابه | داره در مییابه |
| mā | در یافتهیم | در یافته بودیم | در مییابیم | داریم در مییابیم |
| shomā | در یافتهین | در یافته بودین | در مییابین | دارین در مییابین |
| unā | در یافتهن | در یافته بودن | در مییابن | دارن در مییابن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | در بیابم | |
| to | در بیابی | در بیاب |
| un | در بیابه | |
| mā | در بیابیم | |
| shomā | در بیابین | در بیابین |
| unā | در بیابن |
Negative Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | |
|---|---|---|---|
| man | در نیافتم | در نمییافتم | در نیافته باشم |
| to | در نیافتی | در نمییافتی | در نیافته باشی |
| un | در نیافت | در نمییافت | در نیافته باشه |
| mā | در نیافتیم | در نمییافتیم | در نیافته باشیم |
| shomā | در نیافتین | در نمییافتین | در نیافته باشین |
| unā | در نیافتن | در نمییافتن | در نیافته باشن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | |
|---|---|---|---|
| man | در نیافتهم | در نیافته بودم | در نمییابم |
| to | در نیافتهی | در نیافته بودی | در نمییابی |
| un | در نیافته | در نیافته بود | در نمییابه |
| mā | در نیافتهیم | در نیافته بودیم | در نمییابیم |
| shomā | در نیافتهین | در نیافته بودین | در نمییابین |
| unā | در نیافتهن | در نیافته بودن | در نمییابن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | در نیابم | |
| to | در نیابی | در نیاب |
| un | در نیابه | |
| mā | در نیابیم | |
| shomā | در نیابین | در نیابین |
| unā | در نیابن |
Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version. Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet. These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences. |