Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

پای حساب نوشتن [pā-ye hesāb neveshtan]

Past Stem Present Stem
پای حساب نوشت پای حساب نویس
  1. to credit (give someone credit for something)
    Syn: به پا نوشتن
  2. to accredit (ascribe an achievement to)
    Syn: به پا نوشتن
  3. to charge (attribute responsibility to)
    Syn: گردن کسی انداختن، به پا نوشتن
  4. to blame (blame for, make a claim of wrongdoing or misbehavior against)
    Syn: گردن کسی انداختن، به پا نوشتن

Usage:

1 example of usage

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manپای حساب نوشتمپای حساب می‌نوشتمپای حساب نوشته باشمداشتم پای حساب می‌نوشتم
toپای حساب نوشتیپای حساب می‌نوشتیپای حساب نوشته باشیداشتی پای حساب می‌نوشتی
unپای حساب نوشتپای حساب می‌نوشتپای حساب نوشته باشهداشت پای حساب می‌نوشت
پای حساب نوشتیمپای حساب می‌نوشتیمپای حساب نوشته باشیمداشتیم پای حساب می‌نوشتیم
shomāپای حساب نوشتینپای حساب می‌نوشتینپای حساب نوشته باشینداشتین پای حساب می‌نوشتین
unāپای حساب نوشتنپای حساب می‌نوشتنپای حساب نوشته باشنداشتن پای حساب می‌نوشتن
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manپای حساب نوشته‌مپای حساب نوشته بودمپای حساب می‌نویسمدارم پای حساب می‌نویسم
toپای حساب نوشته‌یپای حساب نوشته بودیپای حساب می‌نویسیداری پای حساب می‌نویسی
unپای حساب نوشتهپای حساب نوشته بودپای حساب می‌نویسهداره پای حساب می‌نویسه
پای حساب نوشته‌یمپای حساب نوشته بودیمپای حساب می‌نویسیمداریم پای حساب می‌نویسیم
shomāپای حساب نوشته‌ینپای حساب نوشته بودینپای حساب می‌نویسیندارین پای حساب می‌نویسین
unāپای حساب نوشته‌نپای حساب نوشته بودنپای حساب می‌نویسندارن پای حساب می‌نویسن
 Present SubjunctiveImperative
manپای حساب بنویسم 
toپای حساب بنویسیپای حساب بنویس
unپای حساب بنویسه 
پای حساب بنویسیم 
shomāپای حساب بنویسینپای حساب بنویسین
unāپای حساب بنویسن 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manپای حساب ننوشتمپای حساب نمی‌نوشتمپای حساب ننوشته باشم
toپای حساب ننوشتیپای حساب نمی‌نوشتیپای حساب ننوشته باشی
unپای حساب ننوشتپای حساب نمی‌نوشتپای حساب ننوشته باشه
پای حساب ننوشتیمپای حساب نمی‌نوشتیمپای حساب ننوشته باشیم
shomāپای حساب ننوشتینپای حساب نمی‌نوشتینپای حساب ننوشته باشین
unāپای حساب ننوشتنپای حساب نمی‌نوشتنپای حساب ننوشته باشن
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manپای حساب ننوشته‌مپای حساب ننوشته بودمپای حساب نمی‌نویسم
toپای حساب ننوشته‌یپای حساب ننوشته بودیپای حساب نمی‌نویسی
unپای حساب ننوشتهپای حساب ننوشته بودپای حساب نمی‌نویسه
پای حساب ننوشته‌یمپای حساب ننوشته بودیمپای حساب نمی‌نویسیم
shomāپای حساب ننوشته‌ینپای حساب ننوشته بودینپای حساب نمی‌نویسین
unāپای حساب ننوشته‌نپای حساب ننوشته بودنپای حساب نمی‌نویسن
 Present SubjunctiveImperative
manپای حساب ننویسم 
toپای حساب ننویسیپای حساب ننویس
unپای حساب ننویسه 
پای حساب ننویسیم 
shomāپای حساب ننویسینپای حساب ننویسین
unāپای حساب ننویسن 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.