Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

پذیرفتن [paziroftan]

Past Stem Present Stem Synonyms
پذیرفت پذیربر عهده گرفتن، به عهده گرفتن، اذعان داشتن، قبول کردن، قائل بودن، قائل شدن، زیر بار رفتن

  1. to accept
  2. to admit
  3. to adopt
  4. to believe (believing)
    Syn: قبول داشتن، باور کردن


تحقیقات نشان می‌دهد: تفاوت بین سلامتی افراد کم درآمد و پر درآمد نه تنها در دوران فعال کاری آنان پایان نمی‌پذیرد بلکه تا دوران بازنشستگی ادامه می‌یابد.

tahqiq-āt neshān midahad: tafāvot bayn-e salāmati-ye afrād-e kam-dar-āmad-o por-dar-dar-āmad na tanhā dar dawrān-e fa`āl-e kāri-ye ān-ān pāyān nemipazirad balke tā dawrān-e bāz-neshastegi edāme miyābad

Studies show that the difference between the health of the low-income and the high-income not only does not come to an end in the period of active work but continues in the period of retirement. (Submitted by Connie on Nov 5, 2011)

(source) See other verbs of this sentence: یافتن، ادامه دادن، نشان دادن

Show all 2 sentences

Click here to add a sample of usage!

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manپذیرفتممی‌پذیرفتمپذیرفته باشمداشتم می‌پذیرفتم
toپذیرفتیمی‌پذیرفتیپذیرفته باشیداشتی می‌پذیرفتی
uپذیرفتمی‌پذیرفتپذیرفته باشدداشت می‌پذیرفت
پذیرفتیممی‌پذیرفتیمپذیرفته باشیمداشتیم می‌پذیرفتیم
shomāپذیرفتیدمی‌پذیرفتیدپذیرفته باشیدداشتید می‌پذیرفتید
ānhāپذیرفتندمی‌پذیرفتندپذیرفته باشندداشتند می‌پذیرفتند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manپذیرفته‌امپذیرفته بودممی‌پذیرمدارم می‌پذیرم
toپذیرفته‌ایپذیرفته بودیمی‌پذیریداری می‌پذیری
uپذیرفته استپذیرفته بودمی‌پذیرددارد می‌پذیرد
پذیرفته‌ایمپذیرفته بودیممی‌پذیریمداریم می‌پذیریم
shomāپذیرفته‌ایدپذیرفته بودیدمی‌پذیریددارید می‌پذیرید
ānhāپذیرفته‌اندپذیرفته بودندمی‌پذیرنددارند می‌پذیرند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manبپذیرمخواهم پذیرفت 
toبپذیریخواهی پذیرفتبپذیر
uبپذیردخواهد پذیرفت 
بپذیریمخواهیم پذیرفت 
shomāبپذیریدخواهید پذیرفتبپذیرید
ānhāبپذیرندخواهند پذیرفت 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manنپذیرفتمنمی‌پذیرفتمنپذیرفته باشم
toنپذیرفتینمی‌پذیرفتینپذیرفته باشی
uنپذیرفتنمی‌پذیرفتنپذیرفته باشد
نپذیرفتیمنمی‌پذیرفتیمنپذیرفته باشیم
shomāنپذیرفتیدنمی‌پذیرفتیدنپذیرفته باشید
ānhāنپذیرفتندنمی‌پذیرفتندنپذیرفته باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manنپذیرفته‌امنپذیرفته بودمنمی‌پذیرم
toنپذیرفته‌اینپذیرفته بودینمی‌پذیری
uنپذیرفته استنپذیرفته بودنمی‌پذیرد
نپذیرفته‌ایمنپذیرفته بودیمنمی‌پذیریم
shomāنپذیرفته‌ایدنپذیرفته بودیدنمی‌پذیرید
ānhāنپذیرفته‌اندنپذیرفته بودندنمی‌پذیرند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manنپذیرمنخواهم پذیرفت 
toنپذیرینخواهی پذیرفتنپذیر
uنپذیردنخواهد پذیرفت 
نپذیریمنخواهیم پذیرفت 
shomāنپذیریدنخواهید پذیرفتنپذیرید
ānhāنپذیرندنخواهند پذیرفت 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel