Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

فکر کردن [fekr kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
فکر کرد فکر کننگاه کردن

  1. to think (use or exercise the mind or one's power of reason in order to make inferences, decisions, or arrive at a solution or judgments)
    Syn: اندیشیدن، سگالیدن، خیال کردن
  2. to reflect (reflect deeply on a subject)
    Syn: اندیشیدن، تفکر کردن، تأمل کردن
  3. to suppose (expect, believe, or suppose)
    Syn: گمان کردن، خیال کردن، تصور کردن، پنداشتن، پنداریدن، اندیشیدن
  4. believe (judge or regard; look upon; judge)
    Syn: خیال کردن، اندیشیدن
  5. to conceptualize (reason methodologically and logically)
    Syn: اندیشیدن
  6. to visualize (imagine or visualize)
    Syn: خیال کردن، تصور کردن، پنداشتن، پنداریدن
  7. to think (decide by pondering, reasoning, or reflecting)
    Syn: تأمل کردن
  8. to intend (have in mind as a purpose)
    Syn: قصد داشتن

Usage:

فکر می‌کنم این خانواده که کنار ما چادر زدن رو می‌شناسم. قیافه‌شان آشنا به نظر می‌رسه.

fekr mikonam in khānevāde ke kenār-e mā chādor zadan ro mishenāsam. qiāfa-shān āshnā be nazar mirese.

I think I recognize this family which has set up a tent next to us. Their faces look familiar. (Submitted by webmaster for Saber on Feb 9, 2010)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: شناختن، رسیدن، چادر زدن، به نظر رسیدن

Show all 15 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manفکر کردمفکر می‌کردمفکر کرده باشمداشتم فکر می‌کردم
toفکر کردیفکر می‌کردیفکر کرده باشیداشتی فکر می‌کردی
uفکر کردفکر می‌کردفکر کرده باشدداشت فکر می‌کرد
فکر کردیمفکر می‌کردیمفکر کرده باشیمداشتیم فکر می‌کردیم
shomāفکر کردیدفکر می‌کردیدفکر کرده باشیدداشتید فکر می‌کردید
ānhāفکر کردندفکر می‌کردندفکر کرده باشندداشتند فکر می‌کردند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manفکر کرده‌امفکر کرده بودمفکر می‌کنمدارم فکر می‌کنم
toفکر کرده‌ایفکر کرده بودیفکر می‌کنیداری فکر می‌کنی
uفکر کرده استفکر کرده بودفکر می‌کنددارد فکر می‌کند
فکر کرده‌ایمفکر کرده بودیمفکر می‌کنیمداریم فکر می‌کنیم
shomāفکر کرده‌ایدفکر کرده بودیدفکر می‌کنیددارید فکر می‌کنید
ānhāفکر کرده‌اندفکر کرده بودندفکر می‌کننددارند فکر می‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manفکر بکنمفکر خواهم کرد 
toفکر بکنیفکر خواهی کردفکر بکن
uفکر بکندفکر خواهد کرد 
فکر بکنیمفکر خواهیم کرد 
shomāفکر بکنیدفکر خواهید کردفکر بکنید
ānhāفکر بکنندفکر خواهند کرد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manفکر نکردمفکر نمی‌کردمفکر نکرده باشم
toفکر نکردیفکر نمی‌کردیفکر نکرده باشی
uفکر نکردفکر نمی‌کردفکر نکرده باشد
فکر نکردیمفکر نمی‌کردیمفکر نکرده باشیم
shomāفکر نکردیدفکر نمی‌کردیدفکر نکرده باشید
ānhāفکر نکردندفکر نمی‌کردندفکر نکرده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manفکر نکرده‌امفکر نکرده بودمفکر نمی‌کنم
toفکر نکرده‌ایفکر نکرده بودیفکر نمی‌کنی
uفکر نکرده استفکر نکرده بودفکر نمی‌کند
فکر نکرده‌ایمفکر نکرده بودیمفکر نمی‌کنیم
shomāفکر نکرده‌ایدفکر نکرده بودیدفکر نمی‌کنید
ānhāفکر نکرده‌اندفکر نکرده بودندفکر نمی‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manفکر نکنمفکر نخواهم کرد 
toفکر نکنیفکر نخواهی کردفکر نکن
uفکر نکندفکر نخواهد کرد 
فکر نکنیمفکر نخواهیم کرد 
shomāفکر نکنیدفکر نخواهید کردفکر نکنید
ānhāفکر نکنندفکر نخواهند کرد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel