Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

راه افتادن [rāh oftādan]

Past Stem Present Stem Synonyms
راه افتاد راه افتبه حرکت در آمدن، حرکت کردن، روانه شدن، عازم شدن

  1. to depart (move away from a place into another direction)
    Syn: ترک کردن
  2. to leave
    Syn: لنگر بر داشتن، ترک کردن
  3. to set out (take the first step or steps in carrying out an action)
    Syn: شروع کردن، گرفتن
  4. to get going (begin or set in motion)
  5. fig. to get going (start to be active)
    Syn: لنگر بر داشتن
  6. fig. to start (get off the ground)
  7. colloq. fig. to get into (familiarize oneself thoroughly with)
  8. to flow (move or progress freely as if in a stream)


وقتی اون غذای عالی رو توصیف کرد آب از دهانمون راه افتاد.

vaght-i un ghazā-ye āli ro towsif kard āb az dahān-e-mun rāh oftād

We salivated when he described the great meal. (Submitted by webmaster for Mehdi Torabian on Oct 14, 2012)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: کردن، افتادن، توصیف کردن، آب از دهان راه افتادن

Show all 2 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manراه افتادمراه می‌افتادمراه افتاده باشمداشتم راه می‌افتادم
toراه افتادیراه می‌افتادیراه افتاده باشیداشتی راه می‌افتادی
uراه افتادراه می‌افتادراه افتاده باشدداشت راه می‌افتاد
راه افتادیمراه می‌افتادیمراه افتاده باشیمداشتیم راه می‌افتادیم
shomāراه افتادیدراه می‌افتادیدراه افتاده باشیدداشتید راه می‌افتادید
ānhāراه افتادندراه می‌افتادندراه افتاده باشندداشتند راه می‌افتادند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manراه افتاده‌امراه افتاده بودمراه می‌افتمدارم راه می‌افتم
toراه افتاده‌ایراه افتاده بودیراه می‌افتیداری راه می‌افتی
uراه افتاده استراه افتاده بودراه می‌افتددارد راه می‌افتد
راه افتاده‌ایمراه افتاده بودیمراه می‌افتیمداریم راه می‌افتیم
shomāراه افتاده‌ایدراه افتاده بودیدراه می‌افتیددارید راه می‌افتید
ānhāراه افتاده‌اندراه افتاده بودندراه می‌افتنددارند راه می‌افتند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manراه بیافتمراه خواهم افتاد 
toراه بیافتیراه خواهی افتادراه بیافت
uراه بیافتدراه خواهد افتاد 
راه بیافتیمراه خواهیم افتاد 
shomāراه بیافتیدراه خواهید افتادراه بیافتید
ānhāراه بیافتندراه خواهند افتاد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manراه نیافتادمراه نمی‌افتادمراه نیافتاده باشم
toراه نیافتادیراه نمی‌افتادیراه نیافتاده باشی
uراه نیافتادراه نمی‌افتادراه نیافتاده باشد
راه نیافتادیمراه نمی‌افتادیمراه نیافتاده باشیم
shomāراه نیافتادیدراه نمی‌افتادیدراه نیافتاده باشید
ānhāراه نیافتادندراه نمی‌افتادندراه نیافتاده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manراه نیافتاده‌امراه نیافتاده بودمراه نمی‌افتم
toراه نیافتاده‌ایراه نیافتاده بودیراه نمی‌افتی
uراه نیافتاده استراه نیافتاده بودراه نمی‌افتد
راه نیافتاده‌ایمراه نیافتاده بودیمراه نمی‌افتیم
shomāراه نیافتاده‌ایدراه نیافتاده بودیدراه نمی‌افتید
ānhāراه نیافتاده‌اندراه نیافتاده بودندراه نمی‌افتند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manراه نیافتمراه نخواهم افتاد 
toراه نیافتیراه نخواهی افتادراه نیافت
uراه نیافتدراه نخواهد افتاد 
راه نیافتیمراه نخواهیم افتاد 
shomāراه نیافتیدراه نخواهید افتادراه نیافتید
ānhāراه نیافتندراه نخواهند افتاد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel