Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet

You can enter a Persian verb in transcription

Infinitive: Note: aa=ā

Keyboard layout, unshifted  

normal keys
Depress the Shift button to see the shift keys while cursor is in text area.

See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.

کار کردن [kār kardan]

Past Stem Present Stem Synonyms
کار کرد کار کنعمل کردن

  1. to work
  2. to labor
  3. to act
  4. to behave
  5. to operate

Usage:

طرف داره کارشو می‌کنه اونوقت تو سنگ تو راه‌ش میندازی؟

taraf dāreh kār-esh-o mikone unvaght to sang tu rāsh mindāzi?

(Lemme get this straight), the guy is just doing his job, so you're gonna go and create trouble for him? (Submitted by webmaster for Sima Daad on Mar 24, 2010)

This example is in Spoken style. See other verbs of this sentence: سنگ در راه گذاشتن

Show all 14 sentences

Click here to add a sample of usage! | Enable audio, slower page load

Positive Forms

 Simple PastImperfectPerfect SubjunctivePast Progressive
manکار کردمکار می‌کردمکار کرده باشمداشتم کار می‌کردم
toکار کردیکار می‌کردیکار کرده باشیداشتی کار می‌کردی
uکار کردکار می‌کردکار کرده باشدداشت کار می‌کرد
کار کردیمکار می‌کردیمکار کرده باشیمداشتیم کار می‌کردیم
shomāکار کردیدکار می‌کردیدکار کرده باشیدداشتید کار می‌کردید
ānhāکار کردندکار می‌کردندکار کرده باشندداشتند کار می‌کردند
 Present PerfectPast PerfectPresent IndicativePresent Progressive
manکار کرده‌امکار کرده بودمکار می‌کنمدارم کار می‌کنم
toکار کرده‌ایکار کرده بودیکار می‌کنیداری کار می‌کنی
uکار کرده استکار کرده بودکار می‌کنددارد کار می‌کند
کار کرده‌ایمکار کرده بودیمکار می‌کنیمداریم کار می‌کنیم
shomāکار کرده‌ایدکار کرده بودیدکار می‌کنیددارید کار می‌کنید
ānhāکار کرده‌اندکار کرده بودندکار می‌کننددارند کار می‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manکار بکنمکار خواهم کرد 
toکار بکنیکار خواهی کردکار بکن
uکار بکندکار خواهد کرد 
کار بکنیمکار خواهیم کرد 
shomāکار بکنیدکار خواهید کردکار بکنید
ānhāکار بکنندکار خواهند کرد 

Negative Forms

 Simple PastImperfectPerfect Subjunctive
manکار نکردمکار نمی‌کردمکار نکرده باشم
toکار نکردیکار نمی‌کردیکار نکرده باشی
uکار نکردکار نمی‌کردکار نکرده باشد
کار نکردیمکار نمی‌کردیمکار نکرده باشیم
shomāکار نکردیدکار نمی‌کردیدکار نکرده باشید
ānhāکار نکردندکار نمی‌کردندکار نکرده باشند
 Present PerfectPast PerfectPresent Indicative
manکار نکرده‌امکار نکرده بودمکار نمی‌کنم
toکار نکرده‌ایکار نکرده بودیکار نمی‌کنی
uکار نکرده استکار نکرده بودکار نمی‌کند
کار نکرده‌ایمکار نکرده بودیمکار نمی‌کنیم
shomāکار نکرده‌ایدکار نکرده بودیدکار نمی‌کنید
ānhāکار نکرده‌اندکار نکرده بودندکار نمی‌کنند
 Present SubjunctiveFutureImperative
manکار نکنمکار نخواهم کرد 
toکار نکنیکار نخواهی کردکار نکن
uکار نکندکار نخواهد کرد 
کار نکنیمکار نخواهیم کرد 
shomāکار نکنیدکار نخواهید کردکار نکنید
ānhāکار نکنندکار نخواهند کرد 

Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin
The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version.
Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet.
These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences.
Control Panel