Persian Verb Conjugator with Integrated Persian WordNet (Spoken Style)
You can enter a Persian verb in transcription
![]() |
normal keys |
See the list of verbs with translations: Simple Verbs, Compound Verbs.
| Past Stem | Present Stem |
|---|---|
| بر گزار شد | بر گزار ش |
Usage:
| Disable audio, faster page loadPositive Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | Past Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | بر گزار شدم | بر گزار میشدم | بر گزار شده باشم | داشتم بر گزار میشدم |
| to | بر گزار شدی | بر گزار میشدی | بر گزار شده باشی | داشتی بر گزار میشدی |
| un | بر گزار شد | بر گزار میشد | بر گزار شده باشه | داشت بر گزار میشد |
| mā | بر گزار شدیم | بر گزار میشدیم | بر گزار شده باشیم | داشتیم بر گزار میشدیم |
| shomā | بر گزار شدین | بر گزار میشدین | بر گزار شده باشین | داشتین بر گزار میشدین |
| unā | بر گزار شدن | بر گزار میشدن | بر گزار شده باشن | داشتن بر گزار میشدن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | Present Progressive | |
|---|---|---|---|---|
| man | بر گزار شدهم | بر گزار شده بودم | بر گزار میشم | دارم بر گزار میشم |
| to | بر گزار شدهی | بر گزار شده بودی | بر گزار میشی | داری بر گزار میشی |
| un | بر گزار شده | بر گزار شده بود | بر گزار میشه | داره بر گزار میشه |
| mā | بر گزار شدهیم | بر گزار شده بودیم | بر گزار میشیم | داریم بر گزار میشیم |
| shomā | بر گزار شدهین | بر گزار شده بودین | بر گزار میشین | دارین بر گزار میشین |
| unā | بر گزار شدهن | بر گزار شده بودن | بر گزار میشن | دارن بر گزار میشن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | بر گزار بشم | |
| to | بر گزار بشی | بر گزار بشو |
| un | بر گزار بشه | |
| mā | بر گزار بشیم | |
| shomā | بر گزار بشین | بر گزار بشین |
| unā | بر گزار بشن |
Negative Forms
| Simple Past | Imperfect | Perfect Subjunctive | |
|---|---|---|---|
| man | بر گزار نشدم | بر گزار نمیشدم | بر گزار نشده باشم |
| to | بر گزار نشدی | بر گزار نمیشدی | بر گزار نشده باشی |
| un | بر گزار نشد | بر گزار نمیشد | بر گزار نشده باشه |
| mā | بر گزار نشدیم | بر گزار نمیشدیم | بر گزار نشده باشیم |
| shomā | بر گزار نشدین | بر گزار نمیشدین | بر گزار نشده باشین |
| unā | بر گزار نشدن | بر گزار نمیشدن | بر گزار نشده باشن |
| Present Perfect | Past Perfect | Present Indicative | |
|---|---|---|---|
| man | بر گزار نشدهم | بر گزار نشده بودم | بر گزار نمیشم |
| to | بر گزار نشدهی | بر گزار نشده بودی | بر گزار نمیشی |
| un | بر گزار نشده | بر گزار نشده بود | بر گزار نمیشه |
| mā | بر گزار نشدهیم | بر گزار نشده بودیم | بر گزار نمیشیم |
| shomā | بر گزار نشدهین | بر گزار نشده بودین | بر گزار نمیشین |
| unā | بر گزار نشدهن | بر گزار نشده بودن | بر گزار نمیشن |
| Present Subjunctive | Imperative | |
|---|---|---|
| man | بر گزار نشم | |
| to | بر گزار نشی | بر گزار نشو |
| un | بر گزار نشه | |
| mā | بر گزار نشیم | |
| shomā | بر گزار نشین | بر گزار نشین |
| unā | بر گزار نشن |
Copyright (c) 2006-2013 Artem Lukanin The online version was inspired by Ali Jahanshiri's original downloadable PVC for Windows which is now also available as an online version. Persian meanings are now grouped according to synsets per WordNet. These sentences are direct translations into Persian from WordNet example sentences. |